مرتضى مطهرى

46

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

سخنان بسيار محدودى كه از حسين عليه السلام به ما رسيده همين‌طور است . اينها مربوط به حادثهء عاشورا هم نيست ، مربوط به قبل از آن است و ربطى به آنجا ندارد . سخن ديگر از او اين است : « مَوْتٌ فى عِزٍّ خَيرٌ مِنْ حَياةٍ فى ذُلٍّ » مردن با عزت و شرافت ، از زندگى با ذلت بهتر است . جملهء ديگرى كه باز از او نقل كرده‌اند اين است : « انَّ جَميعَ ما طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ فى مَشارِقِ الْأرْضِ وَ مَغارِبِها ، بَحْرِها وَ بَرِّها وَ سَهْلِها وَ جَبَلِها عِنْدَ وَلِىٍّ مِنْ اوْلِياءِ اللَّهِ وَ اهْلِ الْمَعْرِفَةِ بِحَقِّ اللَّهِ كَفَيْئِ الظِّلالِ » . ضمناً شما از اينجا بفهميد يك مردى كه حماسهء الهى است فرقش با ديگران چيست . مىگويد : جميع آنچه خورشيد بر آن طلوع مىكند ، تمام دنيا و ما فيها ، درياى آن و خشكى آن ، كوه و دشت آن در نزد كسى كه با خداى خودش آشنايى دارد و عظمت الهى را درك كرده و در پيشگاه الهى سر سپرده است ، مثل يك سايه است . بعد اين‌طور ادامه مىدهد : « أَ لا حُرٌّ يَدَعُ هذِهِ اللُّماظَةَ لِاهْلِها » « 1 » آيا يك آزادمرد پيدا نمىشود كه به دنيا و مافيهاى آن بىاعتنا باشد ؟ دنيا و ما فيها براى انسانى كه بخواهد خود را برده و بندهء آن كند ، به آن طمع داشته باشد و آن را هدف كار خودش قرار بدهد ، مثل لُماظَه است . مىدانيد لُماظَه چيست ؟ انسان وقتى غذا مىخورد ، لاى دندانهايش يك چيزهايى مثلًا يك تكه گوشتى باقى مىماند كه با خلال آن را درمىآورد . همان را لُماظَه مىگويند . يزيد و مُلك يزيد و دنيا و مافيهايش در منطق حسين عليه السلام لُماظه هستند . بعد مىگويد : أيها النّاس ! در دنيا بجز خدا چيزى پيدا نمىشود كه اين ارزش را داشته باشد كه شما جان و نفس خودتان را به آن بفروشيد ؛ خودتان را نفروشيد ، آزادمرد باشيد ، خودفروش نباشيد . جمله‌اى ديگر : « النّاسُ عَبيدُ الدُّنْيا » . مردم را به حالت بردگى و بندگىشان اين‌طور تحقير مىكند كه عيب مردم اين است كه بندهء دنيا هستند ، برده صفت هستند ، بندهء مطامع خودشان هستند . روى همين جهت ، دين - كه جوهر آزادى است و انسان را از غير خدا آزاد و بندهء حقيقت مىكند - در عمق روحشان اثر نگذاشته است . « وَ الدّينُ لَعقٌ عَلى الْسِنَتِهِمْ يَحوطونَهُ ما دَرَّتْ مَعائِشُهُمْ ، فَاذا مُحِّصوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّيّانونَ . » « 2 » . عثمان ابو ذر غفارى را تبعيد و اعلام مىكند كه احدى حق ندارد اين مرد را كه از

--> ( 1 ) . لمعة من بلاغة الحسين ، ص 95 ، به نقل از نفَس المهموم حاج شيخ عباس قمى . ( 2 ) . تحف العقول ، ص 250 .