مرتضى مطهرى

47

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

نظر حكومت مجرم است مشايعت كند . ولى على اعتنا به اين فرمان خليفه نمىكند و خودش و حسن و حسين او را مشايعت مىكنند . هر كدام از آنها جمله‌هايى دارند ، حسين بن على هم جمله‌اى دارد كه مبيّن پرتو روحش است . ابو ذر شيعهء على است و در سنين عمرى مانند سنين على ، و شايد از على بزرگتر باشد . لذا حسين عليه السلام او را عمو خطاب مىكند و مىگويد : عمو جان ! نصيحت من به تو اين است : « أَسْأَلُ اللَّهَ الصَّبْرَ وَ النَّصْرَ ، وَ اسْتَعِذْ بِهِ مِنَ الْجَشَعِ وَ الْجَزَعِ » « 1 » عمو جان ! از خدا مقاومت و يارى بخواه و از اينكه حرص بر تو غالب بشود - كه بدبخت مىشوى - بر خدا پناه ببر ، از جزع بترس . عمو جان ! توصيهء من به تو اين است كه مبادا در مقابل فشارها و ظلمها اظهار جزع و ناتوانى كنى . اين چه روحيه‌اى است كه در تمام سخنانش اين روح كه ما از آن غافل هستيم متجلّى است ! . [ همين‌طور است ] آن سخن اولش كه گفت : « خُطَّ الْمَوْتُ عَلى وُلْدِ آدَمَ مَخَطَّ الْقَلادَةِ عَلى جيدِ الْفَتاةِ وَ ما اوْلَهَنى الى اسْلافى اشْتِياقَ يَعْقوبَ الى يوسُفَ » « 2 » . در بين راه كه به كربلا مىروند ، بعضيها با او صحبت مىكنند كه نرو خطر دارد ، و حسين عليه السلام در جواب ، اين شعرها را مىخواند : سَامْضى وَ ما بِالْمَوْتِ عارٌ عَلَى الْفَتى * اذا ما نَوى حَقّاً وَ جاهَدَ مُسْلِماً وَ واسَى الرِّجالَ الصّالِحين بِنَفْسِهِ * وَ فارَقَ مَثْبوراً وَ خالَفَ مُجْرِماً اقَدِّمُ نَفسى لا اريدُ بَقاءَها * لِتَلْقى خَميساً فِى الْهَياجِ عَرَمْرَماً فَانْ عِشْتُ لَمْ انْدَمْ وَ انْ مِتُّ لَمْ الَمْ * كَفى بِكَ ذُلًّا انْ تَعيشَ وَ تُرْغَما « 3 » به من مىگوييد نرو ، ولى خواهم رفت . مىگوييد كشته مىشوم ؛ مگر مردن براى يك جوانمرد ننگ است ؟ مردن آن وقت ننگ است كه هدف انسان پست باشد و بخواهد براى آقايى و رياست كشته بشود كه مىگويند به هدفش نرسيد ، اما براى آن كسى كه براى اعلاى كلمهء حق و در راه حق كشته مىشود كه ننگ نيست چرا كه در راهى قدم برمىدارد كه صالحين و شايستگان بندگان خدا قدم برداشته‌اند . پس چون در راهى قدم برمىدارد كه با يك آدم هلاك‌شدهء بدبخت و گناهكار مثل يزيد مخالفت مىكند ،

--> ( 1 ) . الغدير ، ج 8 / ص 302 . ( 2 ) . بحار الأنوار ، ج 44 / ص 366 . ( 3 ) . فى رحاب أئمّة اهل البيت ، ج 3 / ص 97 .