مرتضى مطهرى

103

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مثل كوچك عرض مىكنم تا مطلب روشن شود . نقل كرده‌اند - از نقلهاى مسلّم است - در روزى كه مسجد مدينه را بنا مىكردند و عمار ياسر فوق العاده تلاش صادقانه مىكرد ، پيغمبر اكرم به او فرمود : « يا عَمّارُ تَقْتُلُكَ الْفِئَةُ الْباغِيَةُ » « 1 » اى عمار ! تو را آن دسته‌اى مىكشند كه سركش‌اند ؛ اشاره به آيهء قرآن كه اگر دو دسته از مسلمانان با يكديگر جنگيدند ، شما در ميان آنها اصلاح كنيد ، اگر يك دسته سركشى كرد ، شما به نفع آن دستهء ديگر عليه دستهء سركش وارد بشويد . اين جمله‌اى كه پيغمبر اكرم در بارهء عمار فرمود ، شخصيت بزرگى به عمار دارد و لهذا عمار كه در صفّين در خدمت امير المؤمنين بود ، وزنهء بزرگى در لشكر على شمرده مىشد و حتى بودند افراد ضعيف الايمانى كه تا وقتى كه عمار كشته نشده بود ، هنوز مطمئن نبودند كه عملى كه در ركاب على انجام مىدهند به حق است يعنى كشتن معاويه و سپاهيان او جايز است . روزى كه عمار در لشكر امير المؤمنين به دست اصحاب معاويه كشته شد ، يك مرتبه فرياد از همه جا بلند شد كه حديث پيغمبر صادق آمد ، بهترين دليل براى اين كه معاويه و يارانش بر باطل هستند اين است كه اينها قاتل عمارند و پيغمبر اكرم در گذشته خبر داد كه « يا عَمّارُ تَقْتُلُكَ الْفِئَةُ الْباغِيَةُ » ؛ يعنى [ مصداق آيهء ] « وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الْأُخْرى فَقاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلى أَمْرِ اللَّهِ » « 2 » امروز ديگر مثل آفتاب روشن شد كه لشكر معاويه لشكر باغى يعنى سركش و ظالم و ستمگر است و حق با لشكريان على است . پس به نصّ قرآن بايد به نفع لشكريان على عليه لشكريان معاويه وارد جنگ شد . اين قضيه تزلزلى در لشكر معاويه ايجاد كرد . معاويه كه هميشه با حيله و نيرنگ كار خودش را پيش مىبرد ، اينجا دست به يك تحريف معنوى زد ، چون نمىشد انكار كرد و گفت پيغمبر دربارهء عمار چنين سخنى نگفته است ، چون شايد پانصد نفر آدم در همان جا بودند كه شهادت مىدادند كه ما اين جمله را از پيغمبر شنيديم يا از كسى شنيديم كه او از پيغمبر شنيده بود . بنابراين ، اين جملهء پيغمبر دربارهء عمار قابل انكار نبود . معاويه و اصحابش تصميم گرفتند دست به يك تحريف معنوى بزنند . وقتى شاميها مىآمدند اعتراض مىكردند ، مىگفتند معاويه چه مىگويى ؟ ما عمار را كشتيم !

--> ( 1 ) . سيرهء حلبى ، ج 2 / ص 77 . ( 2 ) . حجرات / 9 .