مرتضى مطهرى

99

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

خواندن . ديدم وقت مردم دارد بيهوده تلف مىشود . براى اينكه به جاى اين كار بيهوده مردم را وادار به تلاوت قرآن كنم ، آمدم اين حديث را از زبان پيغمبر گفتم ؛ اينكه عيبى ندارد ! . ديگرى مىآيد براى فلان مقصد يك خواب جعل مىكند و فكر مىكند با اين خواب مردم را هدايت مىكند . آيا اين كارها درست است كه انسان براى هدف مقدس ، از وسايل نامقدس استفاده كند ؟ نه ، اين كار غلط است . اين مطلب قبلًا در ذهن خودم مكرر آمده بود ، همين امروز كه باز تفسير الميزان را در همين زمينه مطالعه مىكردم ديدم ايشان « 1 » ادب تبليغ نبوت را كه از قرآن استنباط كرده‌اند - كه به‌طور كلى چه آدابى را همهء انبياء و از جمله رسول اكرم رعايت مىكردند - از جمله همين مطلب را ذكر كرده‌اند كه هرگز انبياء در سيره و روش خودشان ، براى رسيدن به حق از باطل استفاده نمىكنند ، براى رسيدن به حق هم از خود حق استفاده مىكنند . آيا داستانهاى قرآن حقيقت ندارد ؟ بعضى از مصريها راجع به برخى قصص قرآن يك حرف مفتى زده‌اند - كه گاهى در كلمات غير مصريها هم ديده مىشود - كه فلان داستان در تواريخ دنيا پيدا نشده است . خوب ، پيدا نشده باشد . مگر تمام قضايايى كه در دنيا واقع شده در كتب تاريخ هست ؟ ! كتب تاريخى كه ما الآن داريم ، از حدود سه هزار سال پيش است ؛ يعنى از حدود هزار و چهارصد سال پيش از دورهء اسلام به اين طرف مىشود گفت تاريخ دنيا تا حدى روشن است . از آن جلوتر اصلًا ما تاريخ درستى در دنيا نداريم . از چهار ، پنج هزار سال قبل به آن طرف را اساساً مىگويند ازمنهء ماقبل تاريخ . بعضىها راجع به برخى از قصص قرآن گفته‌اند كه قرآن هدفش مقدس است ؛ قصص را نقل مىكند براى پند و عبرت گرفتن . قرآن كه كتاب تاريخ نيست كه بخواهد وقايع نگارى كند ؛ وقايع را براى پندها ذكر مىكند . وقتى كه هدف پند است ، ديگر فرق نمىكند كه آن واقعه‌اى كه نقل مىكند واقعاً واقع شده باشد يا آن را به صورت يك داستان نقل كند كه نتيجه بگيرد . مگر نيست كه بسيارى از حكيمان دنيا

--> ( 1 ) [ مرحوم علامه طباطبائى ( ره ) ]