مرتضى مطهرى

100

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

پندهاى بسيار بزرگ را از زبان حيوانات بيان كرده‌اند كه همهء مردم مىدانند كه اينها واقعيت ندارد ؟ مثل داستانهاى كليله و دمنه كه خرگوش چنين گفت ، روباه چنين گفت ، شير چنين گفت ، شير آمد با روباه چنين سخن گفت ، بعد خرگوش مأموريت پيدا كرد . . . و وقتى مىخواهد بگويد كه انسان بايد عاقل و فَطِن باشد و هيكل و زور نمىتواند با عقل و فكر و هوش برابرى كند مىگويد خرگوش به اين كوچكى و كم قوّه‌اى ، شير به آن بزرگى و زورمندى را آخر در چاه معلّق مىكند . اين را براى پند و اندرز مىگويد ، و الّا داستانى واقع نشده كه واقعاً شيرى باشد و روباهى و خرگوشى و با همديگر حرف زده باشند . بعضى خواسته‌اند چنين حرفى - العياذباللَّه - بگويند كه اصلًا ضرورتى ندارد ما در باب قصص قرآن ، راجع به اين جهتش فكر كنيم كه آيا قصص قرآن تاريخ است يا تمثيل براى پند و اندرز . ولى اين حرف ، بسيار حرف مفتى است . محال است كه انبياء ، در منطق نبوت ، براى يك حقيقت - العياذباللَّه - يك امر واقع نشده و يك دروغ را ولو به صورت تمثيل بيان كنند . در ادبيات دنيا از اين حرفها زياد است . غير از آنهايى كه از زبان حيوانات گفته‌اند ، آنهايى هم كه از زبان حيوانات نگفته‌اند [ از تمثيل استفاده كرده‌اند ] . حتى همين داستانهاى سعدى كه در گلستان و بوستان و غيره آمده ، هيچ معلوم نيست كه ارزش تاريخى داشته باشد و خيلى از آنها مسلّم شبهه ندارد ، به جهت اينكه اصلًا داستان ، خودش را نقض مىكند . مثلًا مىگويد : در هندوستان كه بودم رفتم در بتخانهء سومنات ، آنجا زند و پازند مىخواندند ، بعد زدم بتها را شكستم ، چنين كردم ، چنان كردم . اصلًا معلوم نيست سعدى به عمرش به آنجا رفته باشد . و بعلاوه اگر در بتخانهء سومنات رفته ، آنجا زند و پازند چكار مىكرده است ؟ ! يا مىگويد : در كاشغر كه بودم بچه‌اى را ديدم كه داشت فلان كتاب نحو را مىخواند ، من به او چنين گفتم و او به من چنين جواب داد . نه ، او هدفش آن اندرزى است كه مىخواهد بدهد . از زبان سلطان محمود و اياز حرفهايى مىگويد . اينها واقعيتى ندارد . قرآن ، پيغمبر ، ائمه و كسانى كه تربيت شدهء اين مكتب هستند محال است كه براى هدف مقدس ، از يك امر نامقدس مثلًا از يك امر پوچ ، از يك امر باطل ، از يك امر بىحقيقت ولو يك تمثيل استفاده كنند . اين است كه ما شك نداريم كه تمام قصص قرآن همان‌طور كه قرآن نقل كرده است عين واقعيت است . داستانى كه قرآن