مرتضى مطهرى

85

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

فاسد را ديگر با مرهم نمىشود معالجه كرد ، بايد داغش كرد و با اين وسيله معالجه نمود ، با جرّاحى بايد قطعش كرد ، بريد و دور انداخت . پس در جايى اعمال زور ، درجاى ديگر نرمش و ملاطفت . هر كدام را در جاى خودش به كار مىبرد . پس اصل قدرت يك مطلب است ، اصل اعمال زور مطلب ديگر . در اسلام اين اصل هست : جامعهء اسلامى بايد قويترين جامعه‌هاى دنيا باشد كه دشمن نتواند به منابعش ، به سرمايه هايش ، به سرزمينهايش ، به مردمش و به فرهنگش طمع ببندد . اين ديگر اصل نسبى نيست ، اصل مطلق است . ولى اعمال قدرت ، يك اصل نسبى است ؛ در يك جا بايد اين كار را كرد ، در جاى ديگر نه . اصل سادگى در زندگى و دورى از ارعاب يكى ديگر از اصولى كه از يك نظر مطلق است اگرچه از يك نظر بايد گفت نسبى است ، اصل سادگى در زندگى است . انتخاب سادگى در زندگى براى پيغمبر اكرم يك اصل بود . دربارهء احوال و سيرهء پيغمبر اكرم ما منابع زيادى داريم . ما از زبان على عليه السلام سيرهء پيغمبر را شنيده‌ايم ، از زبان امام صادق شنيده‌ايم ، از زبان ائمهء ديگر شنيده‌ايم ، از زبان بسيارى از صحابه شنيده‌ايم ، مخصوصاً دو روايت در اين باب هست ، و روايتى كه از همه مفصلتر است روايتى است كه راوى آن امام حسن مجتبى عليه السلام است از دايى ناتنىشان . شايد كمتر شنيده باشيد كه امام حسن مجتبى يك دايى ناتنى داشته‌اند . دايى ناتنى حضرت مردى است به نام هندبن ابى هاله . او فرزندخواندهء پيغمبر اكرم بود و درواقع برادر ناتنى حضرت زهرا به شمار مىرفت ، يعنى فرزند خديجه از شوهر قبل از رسول اكرم بود . هند مثل اسامة بن زيد كه مادرش زينب بنت جَحْش بود ، پسرخواندهء پيغمبر بود . ولى اسامه كوچكتر است و فقط دوران مدينهء پيغمبر را درك كرده است ، اما هند چون بزرگتر بوده ، در آن سيزده سال مكه هم در خدمت پيغمبر بوده و در ده سال مدينه هم بوده ، و حتى در خانهء پيغمبر و مثل فرزند پيغمبر بوده است . جزئيات احوال پيغمبر را اين مرد گفته است و امام حسن [ نقل كرده‌اند ] . در روايات ماست كه امام حسن عليه السلام بچه بود ، به هند گفت : هند ! جدّم پيغمبر را آنچنانكه ديدى براى من توصيف كن ، و هند براى امام حسنِ كوچك توصيف كرده است و امام حسن هرچه را كه هند گفته عيناً براى ديگران نقل كرده و در روايات ما هست . آقايان اگر بخواهند مطالعه كنند ، در تفسير