مرتضى مطهرى

73

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

ياابن رسول اللَّه ! من به نجوم احكامى مبتلا شده‌ام « 1 » . من كتابهايى در اين زمينه دارم و كم كم احساس مىكنم كه مبتلا شده‌ام ، اصلًا گرفتار شده‌ام و تا به اين كتابها مراجعه نكنم در هيچ كارى نمىتوانم تصميم بگيرم . تكليف من چيست ؟ امام صادق با تعجب فرمود : تو از اصحاب ما ، تو راوى روايات ما به اين چيزها عمل مىكنى ؟ ! بله يا ابن رسول اللَّه . فرمود : الآن بلند شو برو منزل ؛ به محض رسيدن ، تمام اين كتابها را آتش بزن ، و ديگر نبينم كه حتى به يك كلمه از اين حرفها عمل كرده‌اى . على رغم يك سلسله روايات كه در اين زمينه هست ، ما يك سلسله روايات ديگر داريم كه در تفسير الميزان در ذيل يكى از آيات سورهء فصّلت ( فِي أَيَّامٍ نَحِساتٍ ) « 2 » ذكر شده است . از مجموع رواياتى كه از اهل بيت اطهار رسيده است اين مطلب استنباط مىشود كه اين امور يا اساساً اثر ندارد و يا اگر هم اثر دارد توكل به خدا و توكل به پيغمبر و اهل بيت پيغمبر اثر اينها را از بين مىبرد . بنابراين يك مسلمان ، شيعهء واقعى ، در عمل به اين امور اعتنا نمىكند ؛ اگر مىخواهد به مسافرت برود ، صدقه بدهد ، به خدا توكل كند ، به اولياى خدا توسل بجويد و به هيچ يك از اين امور اعتنا نكند . از همه بالاتر اين است كه شما ببينيد در تاريخ پيغمبر و ائمهء اطهار آيا يك دفعه هم اتفاق افتاده كه خود آنها به اين مسائل عمل كنند ؟ ! « سيره » يعنى چنين چيزها . آيا آنها در منطق عملى خودشان از اين‌جور امور استفاده كرده‌اند يا نه ؟ . در خراسان يك چيزى معروف است كه من در بعضى از شهرستانهاى ايران ديده‌ام هست و در بعضى ديگر نيست ، و استاد بزرگوار ما مرحوم حاج ميرزا على آقا شيرازى ريشهء آن را به دست داد كه اين چه بوده و از كجا پيدا شده است . در ولايت ما - به اصطلاح - فريمان خيلى شايع بود و شايد هنوز هم هست كه مىگفتند : اگر شخصى بخواهد به مسافرت برود ، چنانچه اول كسى كه به او بر مىخورد سيّد باشد ، اين امر نحس است و او قطعاً از آن سفر برنمى گردد ، ولى اگر غربتى به او بر بخورد ، اين سفر سفر ميمونى است . واقعاً اين‌جور معتقد بودند . مرحوم حاج ميرزا على آقا شيرازى گفت اين يك ريشه‌اى دارد : در دورهء بنى العباس ، سادات را - كه بيچاره‌ها ، اولاد پيغمبر ، مخفى بودند - در خانهء هركس گير مىآوردند ، نه تنها خود

--> ( 1 ) البته نجوم رياضى غير از نجوم احكامى است . اشتباه نشود ، دو نجوم داريم . نجوم رياضى يعنى حساب خسوف و كسوف و امثال اينها ، و جزء رياضيات است . نجوم احكامى است كه بىاعتبار است . ( 2 ) فصلت / 16 .