مرتضى مطهرى

113

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

چه پيش بينىاى كرده بود ؛ فوراً كشف عورت كرد ، چون مىدانست على مردى نيست كه با يك آدمِ اينچنين مواجه شود . تا اين‌جور كرد ، حضرت رويشان را برگرداندند و رفتند . معاويه تا آخر عمر مىگفت : عمروعاص ! ولى تو شفيع خوبى پيدا كردى ؛ در همهء دنيا من يك نفر را پيدا نمىكنم كه شفيعى به اين مقدسى پيدا كرده باشد ! . حالا آدمهايى كه براى هدفها از هر وسيله‌اى استفاده مىكنند تيپ عمروعاص‌اند . هركس ديگر باشد مىگويد : واى ! ببين ، چه آدمى را على در چه فرصتى رها كرد ! خوب ، يك شمشير حواله‌اش مىكردى پدرش را در مىآوردى . ولى على مردى نبود كه ولو براى كشتن عمروعاص ( اين مردى كه براى نجات خودش به عورت خودش متوسل شده ) از مسير حق منحرف شود . رويش را برگرداند و رفت . و ما نظاير اينها را در سيرهء ائمهء اطهار و پيغمبر اكرم زياد مىبينيم ؛ با دشمن هم كه روبرو مىشوند دست از آن معالى اخلاق و مكارم اخلاق خودشان بر نمىدارند . اينهاست كه نشان مىدهد كه اينها در يك سطح ديگرى بودند و در سطح ديگرى فكر مىكردند . آنها خودشان را پاسدار حق و حقيقت مىدانند . امام حسين و استخدام وسيله براى امام حسين مسأله اين نيست كه كشته بشود يا كشته نشود ؛ مسأله اين است كه دين كشته نشود ، يك اصل ولو اصل كوچك دين كشته نشود . صبح عاشورا مىشود . شمربن ذى الجوشن كه در بدسرشتى شايد در دنيا نظير ندارد ، شتاب دارد كه قبل از شروع جنگ بيايد اوضاع را ببيند . فكر كرد از پشت خيمه‌ها بيايد بلكه دست به جنايتى بزند . ولى نمىدانست كه قبلًا امام حسين تعبيه‌اى ديده است ؛ دستور داده خيمه‌ها را نزديك يكديگر به شكل خط منحنى در بياورند ، پشتش هم يك خندق بكَنند و مقدارى نى خشك در آنجا بريزند و آتش بزنند كه دشمن نتواند از پشت سر بيايد . وقتى آمد ، با اين وضع مواجه شد . ناراحت شد و شروع كرد به فحّاشى كردن . بعضى اصحاب جواب دادند ، البته نه فحّاشى . يكى از بزرگان اصحاب گفت : يا اباعبد اللَّه ! اجازه بدهيد الآن با يك تير همين جا حرامش كنم . فرمود : نه . خيال كرد حضرت توجه ندارند به اين جهت كه او چه آدمى است . گفت : يا ابن رسول اللَّه ! من اين را مىشناسم و مىدانم چه شقيّى است . فرمود : مىدانم . پس چرا