مرتضى مطهرى
101
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
نقل مىكند ، ما بعد از نقل قرآن احتياجى نداريم كه تأييدى از تواريخ دنيا پيدا كنيم . تواريخ دنيا بايد از قرآن تأييد بگيرند . ايشان ( علامه طباطبائى ) در تفسير الميزان اين اصل را با ادلّهاى از آيات قرآن ثابت مىكنند كه اساساً در سيرهء انبياء چنين چيزى وجود نداشته كه حتى براى هدف مقدسشان از يك امر نامقدس استفاده كنند . دو سخن باطل شايع ميان متجددين و متقدمين در اين زمينه يك حرفى در ميان متجددين ما پيدا شده و يك حرفى در ميان بعضى از متقدمين ما ، و هر دوى اينها آنچنان به حقيقت ضربه زدهاند كه خدا مىداند . اما آنچه كه در ميان متجددين به اصطلاح طرح شده و خيلى هم رويش تكيه مىشود ، از فرنگيها گرفته شده است و مصريها با اين قاعده و به اين تعبير بيان مىكنند : « الْغاياتُ تُبَرِّرُ الْمَبادى » يعنى هدف وسيله را مباح مىكند ؛ پس كوشش كن هدفت مقدس باشد ، براى هدف مقدست از هر وسيله ولو نامقدس مىتوانى استفاده كنى . و آنچه كه در ميان بعضى از متقدمين ما تا حدى معمول شده اين است كه حديثى نقل مىكنند « 1 » كه اگر اهل بدعت را ديديد ، يعنى اگر افرادى را ديديد كه در دين بدعت ايجاد مىكنند « فَباهِتوهُمْ » « 2 » . « آنهايى كه در دين بدعت ايجاد مىكنند » يعنى افرادى كه در دين چيزهايى جعل مىكنند و مىآورند كه جزء دين نيست . « ادْخالُ ما لَيْسَ فِى الدّينِ فِى الدّين » را بدعت مىگويند ؛ يعنى كسى بيايد چيزى را كه جزء دين نيست به نام دين وارد دين كند به طورى كه مردم خيال كنند اين جزء دين است . عكسش هم هست : چيزى را كه جزء دين هست كارى كند كه مردم خيال كنند اين جزء دين نيست . هر دو صورتش بدعت است . [ در اينجا قبل از توضيح اين حديث ، ذكر يك نكته ضرورى است . ] بدعت و نوآورى امروز « نوآورى » را مىگويند « بدعت » . نوآورى در غير امر دين عيبى ندارد .
--> ( 1 ) البته اين حديث هست و حتى شيخ انصارى - رضوان اللَّه عليه - در مكاسب محرّمه آن را نقل كرده و در دو جا هم نقل كرده ؛ در يك جا تفسير نمىكند ولى در جاى ديگر تفسير مىكند . ( 2 ) [ ترجمه : پس آنها را مبهوت كنيد . ]