مرتضى مطهرى

998

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

خوشبينى و بدبينى به جهان و انسان بحثى كه از اين جلسه در نظر است شروع بشود يك سرفصل مبحث جديدى است . ما در گذشته عرض كرديم كه دو مسئلهء مهم در باب تاريخ وجود دارد كه اگرچه معمولًا به اين صورت طرح نمىشود ولى آنهايى هم كه طرح كرده‌اند ، در نتيجهء نهايى به همين صورت درمىآيد . يكى مربوط به ماهيت تاريخ يا هويت تاريخ است كه آيا تاريخ هويت مادى دارد يا هويت معنوى و يا يك هويت مركب از ماده و معنا ، كه بحثهاى گذشتهء ما در اطراف اين مطلب بود . بحث ديگر مربوط به نحوهء جريان تاريخ است كه مىشود از آن به « نحوهء وجود تاريخ » تعبير كرد ولى بهتر اين است كه به « نحوهء جريان تاريخ » تعبير كنيم و آن اينكه جريان تاريخ ، حالا تاريخ هر هويتى دارد ، چگونه و به چه كيفيتى است و تحت تأثير چه عوامل اصلى است ؟ عوامل اصلىاى كه تاريخ را به جريان مىاندازد چيست ؟ كه البته دربارهء اين قسمت هم ما قبلًا به شكلهاى ديگرى بحث كرده‌ايم ولى حالا چون در شكل قرآنىاش مىخواهيم بحث كنيم قهراً بحث ما جنبه‌هاى تازه‌اى دارد . در صدر اين مبحث كه جريان تاريخ چگونه جريانى است يك مسئلهء اساسى بايد مطرح بشود و آن مسئلهء خوشبينى يا بدبينى به تاريخ است كه به يك اعتبار برمىگردد به خوشبينى و بدبينى به انسان ، با يك تفاوت كه عرض خواهم كرد . مسئلهء خوشبينى و بدبينى به تاريخ و به انسان خود يك مسئلهء مستقلى است و كم و بيش سابقهء تاريخى دو سه هزار ساله دارد . بعضى فيلسوفان نسبت به جهان و نسبت به انسان هردو بدبين بودند . جهان را در مجموع خودش يك امر نبايستنى ، يك شىء نامطلوب و انسان را هم در ميان مخلوقات اين عالم ، بالخصوص يك موجود شرير و يك موجودى كه اسير يك سلسله غرايز