مرتضى مطهرى
984
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
اشراك لِلَّه به معناى اين است كه در عبادتها غير خدا را با خدا شريك مىكنند ، يعنى در عبادت موحد و يكجهته نيستند ، دل به دو سو دارند ، دوجهته و دوسويى هستند ، هم خدا هم غير خدا ؟ البته ممكن است در مواردى اينطور هم باشد ولى آيا اصلًا معنى شرك همين است ؟ يا نه ، اينكه قرآن مشرك را مشرك مىنامد نه به دليل اين است كه دوقطبى فكر مىكند ، دو هدفى است ، دو جهتى است ، نيمى از دلش به طرف خداست و نيمى به طرف غير خدا ، بلكه در واقع شركى كه قرآن مىگويد جانشين سازى است ، يعنى به جاى خدا غير خدا را قرار دادن . معناى اينكه با خدا در عبادت شريك قرار مىدهد اين نيست كه حتماً دو موجود را عبادت مىكند : خدا و غير خدا ، از اين جهت به او مشرك گفتهاند ، بلكه شريك قرار دادن به معنى اين است كه در يك شأن از شئون خدا كه معبوديت است ، غيرخدا را شركت داده . به اعتبار اينكه در يكى از صفات خداوند موجود ديگرى را به جاى خدا قرار داده ، شرك گفتهاند ، و الّا اصلًا خدا را نمىپرستد ، نه اينكه خدا و غير خدا را مىپرستد ، به اين اعتبار به او « مشرك » مىگويند . همان مشركين زمان قرآن و مشركين ديگر ، غالب آنها « 1 » اساس حرفشان اين بود كه مىگفتند خالق و آفريننده اللَّه است و او ربّ الارباب هم هست ولى او را نبايد پرستش كرد ، اين ارباب دوم را يعنى آنهايى كه خدا كارها را به آنان تفويض كرده و به جاى خدا كارگردان عالم هستند بايد پرستش كرد . آنها را پرستش مىكردند و اصلًا اللَّه را پرستش نمىكردند . مشركين عرب همهء پرستششان پرستش بتها بود نه اينكه نيمى از پرستششان پرستش خدا بود و نيم ديگر پرستش بتها . بنابراين مشركين هم از نظر گرايش عبادتى موحد بودند اما به اين معنا موحد بودند كه غير خدا را به جاى خدا قرار داده بودند . اين معنى شرك در قرآن است كه غالباً اين گونه است . البته در مواردى اينطور بوده كه چون خود اللَّه را قبول داشتند وَ ما كانَ لِلَّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلى شُرَكائِهِمْ « 2 » مثلًا قربانى مىكردند ، سهمى را براى اللَّه و سهمى را براى بتها قرار مىدادند . ولى معمولًا در پرستشها اصلًا كارى به كار خدا نداشتند . پس بايد مفهوم كلمهء « شرك » درست روشن بشود كه خود شرك هم نوعى توحيد است اما نه توحيدى كه قرآن مىگويد . توحيدى كه قرآن مىگويد يعنى اللَّه را به يگانگى شناختن و به يگانگى پرستش كردن . چنين نيست كه اگر ما به جاى اللَّه يك چيز ديگر را - انسان يا ملك و فرشتهاى و يا خورشيد را - قرار بدهيم و فقط همان را پرستش كنيم و غير از او هم چيزى را در نظر نداشته باشيم آنوقت ما از نظر قرآن موحد هستيم . نه ، موحد يعنى توحيدِ اللَّه . بجاى اللَّه هرچه را قرار بدهيم - چه
--> ( 1 ) بعضى از آنها اصلًا مشرك نبودند . ( 2 ) انعام / 136 .