مرتضى مطهرى

965

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

داستان يوسف اين گونه نقشه‌اى را طرح كرديم براى اينكه برادرش بنيامين را دريافت ؛ در آن داستان ما اينچنين در كار يوسف كِيد و مكر كرديم يعنى تدبير به كار برديم ، براى اينكه او مطابق دينى كه پادشاه داشت نمىتوانست برادرش را بگيرد بلكه بايد به اين بهانه‌ها مىگرفت . اين « دِينِ الْمَلِكِ » يعنى مقرراتى كه در آن وقت حكمفرما بوده . آيهء ديگر همان « لَكُمْ دِينُكُمْ وَ لِيَ دِينِ » است : دين شما مال شما و دين من مال من . مىخواهند بگويند ظاهرش اين است كه يعنى مجموع دستوراتى كه من مىگويم و اين مقررات مال من ، آنهايى هم كه شما مىگوييد مال خودتان . اگرچه در بسيارى از اين آيات مىشد مناقشه كرد ولى اجمالًا نمىشود مناقشه كرد كه در بعضى از آنها دين به معنى همان اسلام يعنى اين مجموعه دستورها آمده است . معنى چهارم كه مجازات باشد در سورهء وَ الذّاريات آمده است : إِنَّما تُوعَدُونَ لَصادِقٌ . وَ إِنَّ الدِّينَ لَواقِعٌ « 1 » . آنچه به شما وعده داده مىشود ( راجع به قيامت ) راست است و دينْ واقع شدنى است . اينجا مقصود از « دين » مجازات است و به همين دليل روز قيامت يوم الدّين گفته مىشود . أَ رَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ . فَذلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ . وَ لا يَحُضُّ عَلى طَعامِ الْمِسْكِينِ « 2 » . اينجا دو احتمال هست . يكى اينكه مقصود همين باشد كه اين كتاب مىگويد : آيا ديدى آن كسى كه روز جزا را تكذيب مىكند ؟ و اينچنين كسى كه روز جزا را تكذيب مىكند همان است كه يتيم را به شدت مىراند و ديگران را بر اطعام مساكين ترغيب نمىكند . البته احتمال اينكه دين به معنى همان مجموع دستورها ( معنى سوم ) باشد هم در اينجا هست . بازگشت چهار معنى به يك معنى اين چهار معنا را كه براى دين ذكر كردند ، حق اين بود كه در اينجا يك مسئلهء ديگر هم طرح مىكردند و آن مسئله اين است كه آيا واقعاً اينها چهار معنى مختلف است يا در واقع يك معناست ؟ اما دو معنى اول را - كه دين يكى به معنى فرمانروايى است و ديگرى به معنى اطاعت كردن - نمىشود دو معنى گرفت . در لغتها ( زبانها ) خيلى اوقات يك فعل ، هم لازم به كار برده مىشود هم متعدى . اين در واقع دو نحوه استعمال است . مثل لفظ شكستن در فارسى . شكستن در فارسى ، هم لازم استعمال مىشود و هم متعدى . يك وقت مىگوييم زيد كاسه را شكست ، به آن فاعل ( شكننده ) نسبت مىدهيم . و يك وقت مىگوييم كاسه شكست ، ديگر مفعول لازم ندارد . اينجا

--> ( 1 ) ذاريات / 5 و 6 . ( 2 ) ماعون / 1 - 3 .