مرتضى مطهرى
961
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
باش ، سر به تسليم ذاتى داشته باش كه همهء نظام تكوين تسليم راه او هستند . البته اينجا اين احتمال را هم كه دين مجموع دستورها باشد مىشود داد ، ولى شايد همان معنى اطاعت بهتر باشد . آيهء ديگر : وَ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لَهُ الدِّينُ واصِباً أَ فَغَيْرَ اللَّهِ تَتَّقُونَ « 1 » . هرچه در آسمان و زمين است از آنِ اوست ، و براى اوست دين ، ثابت و دائم . باز ظاهرش اين است كه همان اطاعت است ، يعنى اطاعت بايد مال او باشد . اينجا با اينكه فرمانروايى و اطاعت هردو را تحت عنوان « دين به معنى اول و دوم » ذكر كرده ولى هيچ يك از اينها دينِ به معنى اول نبود . البته لغت تأييد مىكند كه دينِ به معناى قهر كردن ، غلبه داشتن ، تسلط داشتن [ استعمال مىشود ] ولى در آيات قرآن ما جايى را پيدا نكرديم كه لفظ دين به كار برده شده باشد و مفهوم تسلط و فرمانروايى در آن باشد ، يعنى قرآن هر جا كه به كار برده ، قضيه را از جنبهء بشرى گفته است . دين از آن جهت كه به خدا انتساب دارد ، قاهريّت و فرمانروايى است ؛ از آن جهت كه به بنده نسبت دارد اطاعت است و تذلّل . اگر بگوييم : « دانَ اللَّهُ » يعنى خداوند فرمانروايى دارد ، تسلط دارد ، قاهريّت دارد . اگر بگوييم : « دانَ الْانْسانُ لِلَّهِ » يعنى انسان نسبت به خدا اطاعت و تذلّل دارد . قرآن هر جا كه كلمهء « دين » را ذكر كرده از آن جنبهء دانَ الْانْساناش ذكر كرده نه از جنبهء دانَ اللَّه . و من نمىدانم چرا در اين كتاب نوشته « دين به معنى اول و دوم در قرآن » در صورتى كه تمام آياتى كه ذكر كردهاند فقط معنى دوم [ را شامل است ] و معنى اول در آن نيست . - مىتوان گفت معنى أَ فَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ وَ لَهُ أَسْلَمَ . . . اين است كه آيا غير از حكومت و استيلاء خدايى چيز ديگرى را طلب مىكنند ؟ چرا اين آيه را از آن طرف معنا نكنيم ؟ استاد : چنين مىشود : « آيا اينها دنبال يك « فرمانروايى » جز فرمانروايى خدا هستند ؟ » ولى مخصوصاً به قرينهء « وَ لَهُ أَسْلَمَ » بايد گفت : آيا اطاعتى غير از اطاعت خدا را طلب مىكنند ؟ نه قاهريتى غير از قاهريت خدا را طلب مىكنند . - مانعى ندارد كه بگوييم در حالى كه حكومت واقعاً مال اوست و همه چيز تن به حكومت او داده . . . استاد : اين لازمهء آن است . يك وقت شما مىگوييد كه آيا غير از اطاعت حق اطاعتى را طلب
--> ( 1 ) نحل / 52 .