مرتضى مطهرى

904

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مىگويد « مصلح » يعنى مستضعف . اگر مىگويد « متقى » يعنى مستضعف . اگر مىگويد « صالح » يعنى مستضعف . هرچه صفات نيك است مال اينهاست و هرچه صفات بد است مال آنهاست ، براى اينكه پايگاه اخلاقى و فكرى و ايدئولوژيك انسان اصلًا بستگى تامّ و تمام به پايگاه اقتصادى او دارد . - آيا امكان ندارد كه در يك مرحله‌اى متقين مستضعف نباشند ؟ استاد : روى اين بيان نه . - آنوقت با توجه به اين مسأله‌اى كه فرموديد : وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ . . . استاد : البته ما كه اين حرف را قبول نداريم . نظر به اينكه مطابق اين منطق وضع فكرى و اخلاقى هر گروهى بستگى دارد به وضع مادى زندگى آنها ، در دورانى كه جامعه تقسيم مىشود به دو قسم و دو گروه : گروه استضعافگر و گروه استضعاف شده ، دو اخلاق و دو روحيه هم قهراً در جامعه وجود دارد : روحيهء استضعافگرى و روحيهء استضعاف شدگى ، كه در روحيهء استضعاف شدگى قهراً مثلًا حالت پرخاشگرى - كه لازمهء استضعاف شدگى است - بايد وجود داشته باشد و هرچه كه لازمهء پرخاشگرى باشد ، چون مستضعف مىخواهد كوشش كند براى اينكه استضعافگر را از پا دربياورد . به تقوا هم احتياج دارد ، به امانت هم احتياج دارد ، به درستى و به همبستگى هم احتياج دارد . تا زمانى مىرسد كه جامعه به صورت يك جامعهء واحد درمىآيد يعنى ديگر دو طبقه وجود ندارد ، به صورت يك طبقه [ درمىآيد . ] ناچار اين نظريه بايد بگويد يك اخلاق سوم به وجود مىآيد كه نه عين اخلاق استضعافگر است و نه عين اخلاق استضعاف شده ، يك اخلاق انسانى خاصى است كه با هيچ كدام از اينها سنخيت ندارد ؛ چون اينها مىگويند اخلاق مثل هرچيز ديگر متغير است . به تبع اينكه وضع جامعه از نظر نظامات اقتصادى تغيير مىكند اخلاق هم تغيير مىكند . وقتى كه نظام اقتصادى نظام جديدى شد يك اخلاق جديد روى كار مىآيد . شايد هم نمىتوانند پيش بينى كنند كه آن چگونه اخلاقى است ولى به هرحال اين اخلاق نيست . - يك اشكال ديگر اينجا وارد است و آن اينكه از طبقهء مستضعفين ( با توجه به كلمه‌اش ) امكان دارد كه دسته‌اى كافر باشند و ما اين را زياد مىبينيم . آنوقت اگر مسئلهء فطرت را هم ضميمه‌اش كنيم اين امر هيچ توجيهى ندارد ، دليلى ندارد كه گروهى از اين طبقه كافر شده باشند .