مرتضى مطهرى

903

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

- در مورد عذاب وجدان كه فرموديد ، پس مسئلهء خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ كه كم كم در اثر تكرار گناه آن [ نور ] فطرى خاموش مىشود چگونه قابل توجيه است ؟ استاد : عرض كرديم كه خاموش مىشود ولى از بين نمىرود . مثل آتشِ زير خاكستر . گاهى به حدى مىرسد كه رويش پوشانده مىشود به طورى كه انسان خودش هم ديگر احساس نمىكند . - شما فرموديد كه عذاب وجدان به تدريج شديدتر مىشود و تعبير به قرص واليوم و بىخوابى كرديد ، در حالى كه ما مىگوييم وجدان ضعيفتر مىشود . استاد : از نظر پذيرفتن [ دعوت انبيا ضعيفتر مىشود . ] آن كه قرآن مىگويد : خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ « 1 » يعنى اينها ديگر آن شانس پذيرش را ندارند ، شانس پذيرشْ ديگر در اينها نيست . البته شايد در دنيا هستند افرادى كه به حدى رسيده باشند كه ديگر خودشان احساس آن عذاب وجدان را هم نكنند . آن منافات ندارد با اين كه عرض مىكنم . حالا ببينيم كه آيات قرآن در اين زمينه چيست ؟ اتفاقاً در اينجا هم آيه خيلى زياد است و اين آيات را ما مىخوانيم و [ بررسى ] مىكنيم . يكى از آياتى كه روى اين منطق زياد به آن تكيه شده است [ آيهء 5 سورهء قصص است . ] مطابق اين منطق ، قرآن تكيه‌اش تنها روى مستضعفين است و به اين اصل اذعان دارد كه پايگاه فكرى و ايدئولوژيك هر كسى بستگى دارد به پايگاه اجتماعى او مخصوصاً از جنبه‌هاى اقتصادى و امكان ندارد كه انسان يك نوع پايگاه اقتصادى داشته باشد و پايگاه فكرى و ايدئولوژيكش بر ضد آن باشد كه بخواهد بر ضد آن پايگاه خودش يا بر ضد طبقهء خودش قيام كند . مىگويند كه اساس جامعه شناسى قرآن بر اين است كه جامعه را دوقطبى مىداند : قطب استضعافگر و قطب استضعاف شده ، و قرآن ايمان و هرچه فضيلت از فضايل انسانى هست همهء اينها را دربست از طبقهء مستضعف مىداند و كفر و هرچه رذيلت هست همه را مخصوص آن طبقه مىداند . با اينكه قرآن خيلى گروهها تحت عناوين متعدد ( شصت و چهار عنوان ) ذكر كرده ولى همهء اين عناوين در واقع به دو عنوان اصلى تحليل مىشوند : گروه استضعافگر ، گروه مستضعف . وقتى مىگويد كافر ، يعنى همين استضعافگرها . اگر مترَف يا مفسد مىگويد ، يعنى استضعافگرها ، و هر صفت بدى كه مىگويد . همچنين اگر مىگويد « مؤمن » يعنى مستضعف . اگر

--> ( 1 ) بقره / 7 .