مرتضى مطهرى

871

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

كه از خودشان دفاع كنند ، با اين خوّانهاى كفور بجنگند . بعد يك فلسفهء كلى براى جنگها و دفاعها ذكر مىكند ، مىفرمايد : وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيراً اگر نبود كه خدا شرّ بعضى از مردم را به وسيلهء بعضى ديگر از مردم دفع مىكند يعنى اگر همين دفاعها نبود همانا صومعه‌ها ، بيعه‌ها ، صلوات و مساجد باقى نمىماند ( در يك آيهء ديگر دارد : لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ « 1 » اصلًا زمين تباه مىشد ) . بيعه‌ها يعنى مراكز عبادت راهبها ، مراكز عبادت [ خاخامهاى ] يهود . صلوات را بعضى گفته‌اند مراكز عبادت زردشتيهاست . و مساجد ، مراكز عبادت مسلمانها . گويى اينجا كه تكيه روى مراكز عبادت شده ، جوابى است به مسيحيها كه در آينده اعتراض خواهند كرد كه چرا اسلام جنگ را اجازه مىدهد ؟ مگر دين هم بايد اجازهء جنگ بدهد ؟ دين بايد مردم را به عبادت و امثال آن دعوت كند . قرآن مىگويد كه اگر اين جنگها نبود معبدى هم براى تو باقى نمىماند . همين معبدها هم كه باقى مانده در سايهء آن افرادى بوده كه از اين معبدها دفاع كرده‌اند . وَ لَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ « 2 » . باز كلمهء « نصر » آمده : خدا يارى مىكند كسانى را كه خدا را يارى كنند . خدا قوى است ، نيرومند است ، عزيز است ، غالب است . الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ . . . خدا به چه كسانى اجازهء جهاد مىدهد ؟ آيا به افرادى اجازهء جهاد مىدهد كه بروند گروهى فاسد را از ميان بردارند ، بعد خودشان به جاى آنها بنشينند مثل آنها بشوند و كار آنها را بكنند ؟ فقط يك عده بروند يك عدهء ديگر جاى آنها را بگيرند ؟ يا نه ، « يك عده بروند » يعنى وضعى برود و « يك عدهء ديگر بيايند » يعنى وضع ديگرى سر كار بيايد . آنها مردمى ظالم و فاسد بودند ، ولى اينها ( كه خدا به آنها اجازهء جهاد مىدهد ) مردمى هستند كه وقتى حكومتشان مستقر شد : الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ آنان كه اگر آنها را در زمين جايگير و تمكين كنيم أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ نماز را به پا مىدارند و زكات را اعطا مىكنند . وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ و امر به معروف مىكنند ، معروف را به‌طور كلى اجرا مىكنند وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ با زشتيها به‌طور كلى مبارزه مىكنند . وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ « 3 » . در اولين آياتى كه اجازهء جهاد مىدهد و مردم را دعوت به جهاد مىكند بر چه امرى تكيه كرده است ؟ بر يك سلسله خواستهاى مادى تكيه كرده است يا بر يك سلسله خواستهاى معنوى ؟ خواست معنوى : اى مظلومهايى كه به جرم اينكه گفتيد لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ شما را بدون حق از ديارتان بيرون كردند ، ما به شما اجازهء جهاد مىدهيم و اگر همين جهادها و دفاعها نباشد سنگ روى سنگ بند نمىشود .

--> ( 1 ) بقره / 251 . ( 2 ) حج / 40 . ( 3 ) حج / 41 .