مرتضى مطهرى

856

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

ماترياليست باشد كليد فهم و درك و حل نزاعهاى اجتماعى و جنگهاى داخلى و غيرداخلى كه در بين بوده اقتصاد است و بس ؛ يعنى تمام جنگهاى دنيا ريشهء اقتصادى دارد ، غير از اين نمىتواند ريشه‌اى داشته باشد ؛ تمام اختلافات داخلى جامعه‌ها ريشهء اقتصادى دارد و بس ؛ و تمام نهضتهاى اجتماعى در هر رنگ و شكلى كه پيدا شده است ، با اينكه به ظاهر خيلى فرق مىكند ، [ ريشهء اقتصادى دارد . ] ما نهضت علمى داريم ، نهضت صنعتى داريم ، نهضت ادبى داريم ، نهضت مذهبى داريم ، نهضت اخلاقى داريم ؛ مىگويند در فلان وقت يك نهضت اخلاقى در ميان مردم به وجود آمد ، يك نهضت مذهبى به وجود آمد ، يك نهضت سياسى به وجود آمد ، يك نهضت فرهنگى به وجود آمد ؛ مىگويد ريشه‌اش را در اقتصاد جستجو كنيد . تو به من بگو چه اقتصادى داشته تا من به تو بگويم كه چه نهضتى مىتوانسته پشت سرش به وجود بيايد . حالا به مسئلهء تضادها - كه از نظر اينها عامل تكامل است - كار ندارم ، آن را در بحث تكامل تاريخ ، آن بحث سوم ، مطرح مىكنم . نظريهء معنويّون ( ايده آليستها ) برعكس است . آنها مىخواهند چنين ادعا كنند كه انسان هميشه به دنبال معنى است و ماده براى انسان هيچ وقت اصالت ندارد . مثلًا اگر بخواهيم جنگها را روى اين نظريه توجيه كنيم بايد تمام جنگها را جنگ عقيده بدانيم ، عقايد بوده كه با يكديگر مىجنگيده‌اند نه چيز ديگر . طبقات كه در جامعه به وجود مىآيد ، اينها را فقط طبقات اعتقادى تشكيل مىدهند نه طبقات اقتصادى . نظريهء سوم مىگويد ما در تاريخ همه گونه نهضت و حركتى را داريم . نهضت ادبى داريم كه خودش اصالت دارد ، نهضت فرهنگى و علمى داريم خودش اصالت دارد ، نهضت مذهبى داريم خودش اصالت دارد ، نهضتهاى سياسى داريم خودش اصالت دارد ، نهضتهاى اقتصادى هم داريم خودش اصالت دارد . هيچ ضرورتى ندارد كه هر نهضتى به هر شكلى كه در جامعه پيدا شد آن را به يك شكل معيّن برگردانيم و بگوييم حتماً مادى يا معنوى بوده . نه ، نهضتهاى معنوى هم در جامعه هست ، نهضتهاى مادى هم در جامعه هست . همهء اينها وجود دارد . به زور نبايد هر نهضتى هم كه شكل معنوى دارد برويم برايش يك ريشهء مادى پيدا كنيم ، يا هر نهضتى هم كه شكل مادى دارد برويم برايش ريشهء معنوى پيدا كنيم . حالا ببينيم از نظر آيات قرآنى چه آياتى را بايد فعلًا مورد مطالعه قرار بدهيم . - اينكه مىفرماييد هر نهضتى براى خودش مىتواند اصالت داشته باشد ، معنايش اين است كه بدون ارتباط با چيزهاى ديگر است ؟ مثلًا نهضت ادبى . . . استاد : نه ، « بدون ارتباط » يك مسئله است ، از آن سرچشمه مىگيرد مسئلهء ديگر است . « با يكديگر