مرتضى مطهرى
854
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
است ، معنويت براى انسان اصالت ندارد . ديگر اينكه براى انسان فقط معنويات اصالت دارد ، ماديات يك وسيلهء محض بيشتر نيست ؛ و اغلب ، مسائل مادى را از جنبههاى اخلاقى تحقير مىكنند كه مثلًا اين شكم همين قدر بخورد كه نميرد و الّا اين كه مسألهاى نيست كه انسان بخواهد روى اين مسائل فكر كند . و نظريهء سوم اينكه هر دو در آنِ واحد . در مورد جامعه هم ممكن است كسى بگويد كه جامعه ماترياليست محض است . اين همان نظريهء معروفى است كه مىگويند زيربنا اقتصاد است يعنى هرچه كه غير از اقتصاد هست روبناست به اين معنى كه طفيلى است يعنى آن بر اساس اين درست شده ، اين مقياس و معيار است . آن براى اين درست شده و لهذا آن در تغيير خودش تابع اين است . اين اگر تغيير نكند آن سر جاى خودش هست ، اگر تغيير كند آن به تبع تغيير مىكند . گو اينكه ابتدا هم كه مىخواهد تغيير كند به سادگى تغيير نمىكند ، يك كشمكشى ميان زيربنا و روبنا واقع مىشود ولى در نهايت امر چارهاى نيست الّا اينكه بايد روبنا عوض بشود و خودش را به زيربنا تطبيق بدهد . حتى مطابق نظريهء ماركس روبنا روى زيربنا اثر مىگذارد و تأثير متقابل ميان زيربنا و روبنا هست ولى در عين حال زيربنا از زيربنا بودن خودش خارج نمىشود ، روبنا هم از روبنا بودن خودش خارج نمىشود . در عين اينكه ميان اينها تأثير متقابل هست ولى سرنوشت نهايى را زيربنا تعيين مىكند . اين كه مىگويند « زيربنا اقتصاد است » تعبير ديگرى است از اينكه جامعه و تاريخ در ذات و طبيعت خودش ماترياليست است . اسلام و نيازهاى مادى ما مىبينيم كه اسلام - شايد بر خلاف همهء مذاهب ديگر - به نيازهاى مادى به چشم حقارت نگاه نكرده ، يعنى اين را يك مسئلهء لازم شمرده ، خيلى هم لازم شمرده . مىبينيم كه اولياء دين خيلى وقتها مىگويند : اللَّهُمَّ انّى اعوذُ بِكَ مِنَ الْفَقْرِ خدايا ما از فقر به تو پناه مىبريم . يا در نهج البلاغه هست كه اميرالمؤمنين به پسرشان محمد بن حنفيه فرمودند : يا بُنَىَّ انّى اخافُ عَلَيْكَ الْفَقْرَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنْهُ فَانَّ الْفَقْرَ مَنْقَصَةٌ لِلدّينِ مَدْهَشَةٌ لِلْعَقْلِ داعِيَةٌ لِلْمَقْتِ « 1 » . به خدا پناه ببر از فقر كه فقر نقص در دين است . مقصود از « نقص در دين است » اين است كه سبب مىشود كه انسان در [ انجام وظايف دينى كوتاهى كند . فقر موجب دشمنى و سرزنش مىشود . اگر كسى فقير شد ] « 2 » به حساب بىعرضگى و بىشخصيتىاش مىگذارند ، تحقير و ملامتش مىكنند ، مىگويند مردك بىعرضه را ببين ، نمىتواند
--> ( 1 ) نهج البلاغه ، حكمت 311 . ( 2 ) [ افتادگى از نوار است . ]