مرتضى مطهرى
835
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مىگيرد . امروز هم اصطلاحى رايج است ؛ هر چيزى كه از صحنهء زندگى حاضر و زمان حال خارج مىشود مىگويند به تاريخ تعلق گرفت . مثل شخصيتهايى كه تا يك مدتى بازيگر ميدان در جامعه هستند ، همين قدر كه از ميدان خارج شدند ولو نمرده باشند مىگويند فلانى به تاريخ تعلق گرفت يعنى از حساب روز خارج شد . اين يك نوع از تاريخ است . قهراً علم تاريخ يعنى علم به چنين وقايع و حوادثى . تاريخ يعنى حوادث از آن جهت كه در گذشته واقع شدهاند و علم تاريخ يعنى علم به حوادث گذشتهء زندگى بشر كه تدريجاً حوادث زمان حال جزء تاريخ قرار مىگيرند . ويژگيها اين نوع علم تاريخ اولًا علم جزئى است يعنى علم به امور شخصى و فردى است ، دربارهء فلان حادثهء شخصى است : در فلان وقت فلان حادثه واقع شد . مثلًا جنگهاى صليبى در فلان قرن واقع شد . از اين جهت مثل علم لغت و علم جغرافى است كه علم جزئى هستند : اين لغت خاص براى اين معنى خاص وضع شده . فلان منطقه چه وضعى دارد ؟ ايران در كجاى آسيا قرار گرفته است ؟ هند در كجا قرار گرفته است ؟ ايران چند رودخانه دارد ؟ ثانياً ( علاوه بر اينكه جزئى است ) علم نقلى است ، يعنى علم عقلى نيست ، علم برهانى يا علم تجربى نيست . به همان دليل جزئى بودن قهراً نقلى هم هست ، علمى است كه با نقل ثابت مىشود . اگر ما مىگوييم فلان حادثه در فلان زمان واقع شد ، چه دليلى داريم جز منقولاتى كه سينه به سينه يا از روى كتابها به ما رسيده ؟ اگر مىگويند نادر در فلان سال هند را فتح كرد و اصلًا اينكه نادرى وجود داشته ، از طريق نقلها به ما رسيده و الّا ما كه نادر را به عمرمان نديدهايم . اينكه نادر چنين مردِ سپهسالارِ نيرومندى بوده ، باز هم تاريخ براى ما نقل كرده و نقلها براى ما گفتهاند . ثالثاً اين نوع تاريخ ، علمِ به بودنهاست ولى بودنهاى در زمان گذشته ، يعنى ما حوادث را به شكل بودن در نظر مىگيريم ، حوادثى كه در ظرف زمان گذشته واقع شده است . فلان جامعه ، فرض كنيد كه رم ، يك وقت يك تمدنى داشته است ، تمدن رم در گذشته چنين بوده است . اين يك نوع علم تاريخ . آيا مفيد است ؟ آيا اين گونه علم تاريخ مفيد هست يا مفيد نيست و بىفايده است ؟ ممكن است كسى بگويد كه اگر علم تاريخ در اين حد باقى بماند بىفايده است . ولى نه ، اين هم بىفايده نيست و مفيد است . البته بستگى دارد به اينكه اين وقايع جزئى چگونه وقايع جزئىاى باشد . يك وقت مىآيند شب نشينىهاى فلان پادشاه را مىنويسند ، مثلًا عشقبازيهاى ناصرالدين شاه را مىنويسند . بديهى