مرتضى مطهرى
817
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
اينكه پسر من زيباتر و باهوشتر است شما بچههاى خودتان را دوست نداشته باشيد همه بياييد بچهء من را دوست داشته باشيد . نه ، هركسى بايد بچهء خودش را به دليل اينكه بچهء خودش هست دوست داشته باشد . نظريهء اصالت هويتهاى اجتماعى در باب هويتهاى ملى هم [ چنين مطلبى مطرح است ، ] ساختمانهاى روحى ملتها كه هر ملتى در طول تاريخ به عللى ، كه اين علل هم هيچ در اختيار اين ملت نبوده ، به علت رنجهايى كه كشيده ، به علت موفقيتهايى كه نصيبش شده ، به علت مهاجرتهايى كه كرده ، به علت فضا و منطقهاى كه در آن زيست كرده ، به علت برخوردهايى كه با ملتهاى برتر يا پايينتر از خودش داشته ، به علت حوادث طبيعى كه برايش پيش آمده ، در مجموعْ اين ملت داراى يك خلق و خوى و منش و حساسيت و ذوق و احساس شده كه هويت اين ملت را تشكيل مىدهد . جاى ترجيح در كار نيست . ذوق من فلان رسم را مىپذيرد و ذوق شما فلان رسم را مىپذيرد . مثلًا يك ملتى وقتى كه مىخواهند اداى احترام كنند سر خودشان را مىپوشانند ، چنان كه در قديم ميان خودمان معمول بود ؛ اگر كسى نشسته بود و شب كلاه سرش بود و يك آدم محترم وارد مىشد ، به علامت احترام برمىخاست آن كلاه يا عمامهاش را به سرش مىگذاشت چون سر لخت بودن علامت بىادبى بود . در ميان فرنگيها قضيه درست برعكس است . وقتى كسى مىخواهد وارد اتاق بشود اگر كلاه سرش باشد علامت بى احترامى است ، كلاهش را برمىدارد تا اداى احترام كرده باشد . او مىگويد ما آن را احترام مىدانيم و اين را بىاحترامى ، اين مىگويد ما اين را احترام مىدانيم و آن را بىاحترامى . او مىگويد رسم ما اين است ، اين مىگويد رسم ما هم اين است . يك تاجر ايرانى طرفى در اروپا داشت . او به ايران آمده بود و اين تاجر وى را خيلى پذيرايى كرده بود ؛ روزهاى زيادى شام و ناهار داده و اين طرف و آن طرف برده بود . تا بعد اين تاجر به اروپا رفته بود . او هيچ به او اعتنا نكرده بود . آمده بود در هتل يك ديدنى كرده بود ، شايد يك روز هم رفته بود يك ناهارى با او خورده بود . بعد از دو سال او يك سفر ديگر به ايران آمده بود . اين هم ديگر به او اعتنا نكرده بود . او خيلى با تعجب از او پرسيده بود كه چطور شده آن سفر ما آمديم تو خيلى از ما احترام كردى ، اين سفر از ما هيچ احترام نكردى ؟ گفت : آخر من آمدم اروپا تو هيچ به من اعتنا نكردى . گفت : بسيار خوب ، تو به رسم خودت عمل كردى ما هم به رسم خودمان عمل كرديم . بناست هركسى به رسم خودش عمل كند . براى شما خوب اين است ، براى ما هم خوب آن است . تو بايد به رسم خودت عمل كنى ؛ وقتى من مىآيم تو از من خيلى پذيرايى كن ، وقتى كه تو مىآيى من اصلًا به تو اعتنا نمىكنم ؛ چون رسم ما اين است رسم شما هم آن است . هركسى به رسم