مرتضى مطهرى
808
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
امكان وحدت هنوز كثرت هست . در اينجا ايشان ( علامه طباطبايى ) نظرشان همين است ، مىگويند چه از نظر طبيعى و چه از نظر قرآنى هر دو ، جامعهء انسان بايد به سوى وحدت كلى برود و مىرود و نهايتِ امرِ جامعهء انسان يك جامعهء وُحدانى انسانى است . اين كثرتهايى كه الآن وجود دارد در نهايت امر همه از بين خواهد رفت كه آيات هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ « 1 » و آيات ديگر از اين قبيل هم ناظر به همين است كه نهايت امر ، وحدت و يگانگى جامعهء انسانى است . بعد ايشان مىگويند اصلًا طبيعت اينچنين است . همينطور كه ماده در مراحل اولى خودش به سوى تكامل كه حركت مىكند به صورت عنصر درمىآيد ، بعد عناصر با يكديگر تركيب مىشوند به صورت يك مركب جمادى درمىآيند ، بعد مركبهاى جمادى به صورت مركب نباتى كاملتر در مىآيند ، بعد به صورت حيوان ، به صورت انسان ، به صورت جامعهء انسان و اين سير به سوى وحدت است ، جامعههاى انسانى هم در نهايت امر به يك وحدت مىانجامد . و ايشان از آيات زيادى از قرآن استدلال مىكنند كه نظر قرآن هم همين است . بعد آياتى از قرآن در اين زمينه را كه ايشان استفاده كردهاند مطرح مىكنيم . ناسيوناليسم و انترناسيوناليسم بعضى گفتهاند كه اينطور نيست ؛ اسلام ايدئولوژى خودش را بر اساس جامعهء واحد جهانى تأسيس نكرده است . به تعبيرهاى امروزى مسئلهء ناسيوناليسم و انترناسيوناليسم است . آيا اسلام از ناسيوناليسم حمايت مىكند يا ناسيوناليسم را نفى مىكند و انترناسيوناليسم را تأييد مىكند ؟ شك ندارد كه اسلام به دين واحد دعوت مىكند . اين را كسى انكار نمىكند جز يك اقليتى . اين فكر بيشتر در ميان مسيحيها پيدا شده كه آن معنى آزادى عقيدهاى را كه در اسلام هست اين گونه تعبير مىكنند كه اسلام طرفدار اين نيست كه حتماً مردم بايد دين واحد داشته باشند ، بلكه مىگويد بالاخره مردم بايد يك دينى داشته باشند اما اينكه آن دين چه دينى باشد ، مختار و آزادند و از نظر اسلام على السويّه است ، كه من در كتاب عدل الهى [ اين نظر را ] نقل كردهام . مثلًا جرج جرداق مسيحى و عدهاى از روشنفكرهاى عرب طرفدار چنين نظريهاى هستند . جرج جرداق اصرار دارد كه بگويد حضرت امير همچنين نظريهاى داشت ، براى على هم مسلمان و مسيحى و يهودى على السويّه بود . در يك جا تحت عنوان « لاتَعَصُّبَ وَ لا اطْلاق » مىگويد على تعصب نداشت و بر
--> ( 1 ) توبه / 33 .