مرتضى مطهرى

809

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

افرادْ يك دين معينى را فرض نمىكرد . نمىخواهيم دربارهء اين حرف بحث كنيم چون آنقدرها احتياج به بحث ندارد . اين كسانى كه مسئلهء ناسيوناليسم را تأييد مىكنند طرفدار آن نظر نيستند كه اسلام دين واحدى در نظر ندارد كه همهء مردم آن دين را داشته باشند . مىگويند نه ، اسلام يك دين است و مىگويد دينِ واحد بايد باشد [ و انسانها بايد ] « 1 » اسلام را به عنوان يك ايدئولوژى واحد بپذيرند . اينها مسئلهء ناسيوناليسم را بر اساس منطقهء جغرافيايى يا براساس نژادگرايى هم توجيه نمىكنند ( چون اينها را هم قطعاً اسلام نفى كرده ) بلكه براساس فرهنگها توجيه مىكنند ، مىگويند كه هر ملتى و هر جامعه‌اى ( روى همين اساسى كه در اينجا گفتيم ) يك فرهنگ مخصوص به خود دارد كه اين فرهنگ در طول تاريخ تكوّن پيدا مىكند و اين فرهنگ روح اين ملت و ملاك شخصيت اين ملت است و « خودِ » اين ملت همين روح فرهنگى است كه در طول تاريخ به دست آورده و آن روح به او ذوق مخصوص ، گرايش مخصوص ، حساسيت مخصوص و خلاصه احساسات خاصى مىدهد كه ملاك امتياز اين قوم از اقوام ديگر است . ملتى به نام ملت ايران را در نظر بگيريد . چند هزارسال است كه اينها با هم زندگى كرده‌اند و تاريخ واحدى داشته‌اند و در طول تاريخ يك روح در اين مملكت شكل گرفته كه اسمش روح ايرانى است . چند سال پيش كتابى را ترجمه كردند با عنوان روح ملتها كه هر ملتى يك روح مخصوص به خود دارد . آنگاه مىگويند پس هر ملتى كه يك تاريخ مخصوص به خود دارد ، فرهنگ مخصوص به خود هم دارد ، آداب و عادات مخصوص به خود دارد ، ذوق مخصوص به خود دارد ، موسيقى مخصوص به خود دارد ، شعر مخصوص به خود دارد و اينها مجموعاً روح اين ملت را مىسازد و به اين ملت در مقابل ملتهاى ديگر شخصيت مىدهد . اسلام نيامده است كه روح ملتها را عوض كند و نبايد هم عوض كند ؛ عوض كردن روح ملتها مساوى است با بيگانه شدن آنها با خودشان . مثل اين است كه ما از يك فرد انتظار داشته باشيم كه او اصلًا خودش را ، روح خودش را عوض كند ، يك روح ديگرى در او پيدا بشود . فردها با يكديگر اختلاف روحى دارند ، بايد با حفظ آن اختلافات روحى اين عقيدهء ايمانى مشترك را هم داشته باشند و اساساً هيچ ملتى نبايد تسليم عوض شدن فرهنگ خودش بشود چون تسليم عوض شدن فرهنگ خود شدن يعنى تسليم عوض شدن خود ، و فرهنگ ديگرى كه غير از خود اوست در او حلول كند . بعد مىگويند خود اسلام هم همين مطلب را قبول دارد و آيهء « يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ

--> ( 1 ) [ افتادگى از نوار است . ]