مرتضى مطهرى
796
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
به شما پس مىدهد ، درس بدهيد درس پس مىدهد ، غزل بخوانيد غزل . هرچه كه در مقابل اين واقع بشود او همان را پس مىدهد ، فرقش با اشياء ديگر اين است كه اين فلز هرچه در مقابلش بگوييد نمىتواند بگيرد و پس بدهد ولى اين مىتواند بگيرد و پس بدهد . اما ديگر بيش از اين اصالتى ندارد ، مثلًا نمىتواند آنچه را كه به آن داده مىشود اديت كند . فرض كنيد من دارم صحبت مىكنم ، در حرفهاى من كلمات زائد و جملههاى ناقص زياد پيدا مىشود ، او از خودش اصالت داشته باشد اصلاح كند ، اگر من يك كلمه غلط مىگويم آن غلط من را اصلاح كند ، اگر جملهاى را ناقص مىگويم آن جمله را تكميل كند ، اگر جملهاى را بىجهت مكرر مىكنم آن مكرر را حذف كند . از خودش اصالتى ندارد . اين است كه [ مطابق نظريهء دوركهيم ] فرد در مقابل جامعه هويت و استقلال خودش را به كلى از دست مىدهد ؛ يعنى از اول ندارد ، او فقط پذيرندگى و گيرندگى دارد . البته قهراً اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه پس خود اين روح جامعه از كجا پيدا مىشود ؟ يك منشأيى مىخواهد . افراد انسان كه فقط پذيرنده هستند و نه چيز ديگر ، پس اين روح از كجا پيدا مىشود ؟ بالاخره از يك مبدئى بايد پيدا بشود . اين سؤال قهراً جوابى ندارد . او هم جواب نداشته ، مىگويد تا آنجا كه تاريخ نشان مىدهد بشر زندگى اجتماعى داشته . حتى قبل از آن هم كه بشر بشر بشود اجداد حيوانيش هم زندگى اجتماعى داشتهاند ، پس بشر با زندگى اجتماعى متولد شده ، هيچ وقت منفرد نبوده كه بعد اجتماع پيدا كند كه بعد بگوييم روح اجتماعى از كجا پيدا مىشود . اين يك مسئله كه لازمهء اين نظريه جبر مطلق است . 2 . هدفدار بودن يا نبودن جامعه مسئلهء ديگر اين است كه اين سؤال قهراً مطرح مىشود : آيا اگر ما براى جامعه روح قائل شديم ، هدف هم برايش قائل هستيم يا نه ؟ افراد هدف دارند . آيا جامعه هدف دارد يا هدف ندارد ؟ و قهراً آيا هدف جامعه تكامل است يا نه ؟ اين خودش يك مسألهاى است . ما هنوز پيدا نكردهايم ببينيم در اين مسئله چه مىگويند ولى ظاهر اين است كه نمىخواهند قائل به هدف بشوند چون اساساً اينها كوشش مىكنند كه هدفدارى را چه در طبيعت چه در انسان و چه در جامعه انكار كنند يعنى هدفدارى را به اصطلاح يك اصل متافيزيكى مىدانند و حتى الامكان كوشش مىكنند كه به آن قائل نباشند ؛ ولى از بسيارى حرفها كه مىزنند معلوم مىشود كه اين روح بهطور ناآگاهانه هدفدار است ، افراد را به عنوان اعضاى خودش براى هدفهاى خود استخدام مىكند . اما به هرحال اين مسئله مطرح است كه آيا جامعه هدف دارد يا هدف ندارد ؟ و اين در مسئلهء زمان و روح زمان ، مسئلهء زمان و پيشروى كه ما هميشه تحت عنوان « مقتضيات زمان » مطرح مىكنيم مسئلهء قابل