مرتضى مطهرى
795
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مقايسه با نظريهء دوركهيم 1 . حقيقى يا اعتبارى بودن افراد اينجا مىخواهيم ضمناً فرق ميان اين نظريه كه ايشان مىگويند ، با نظريهء روح جمعى كه در عصر ما مىگويند و قهرمانش جامعه شناس فرانسوى معروف دوركهيم است بيان كنيم . فعلًا دو فرق اساسى وجود دارد كه بايد به اين دو فرق توجه كنيم . يك فرق اين است كه مطابق نظريهء دوركهيم افراد ( يعنى شخصيت افراد نه شخص افراد ) هيچاند ، اعتبارىِ محض هستند . افراد به عنوان شخصها و تنها همه موجودهاى حقيقى و مستقل از يكديگرند ، اما افراد به عنوان شخصيتها ، « من » ها هيچ استقلال و هويتى ندارند ، مقدارى هم اگر دارند محكوم شخصيت جامعه است . انسان از نظر زيست شناسى يك موجود مستقلى است ، يك حيوانِ زيست شناسى به آن درجهاى كه زيست شناسى او را يك حيوان تكامل يافته مىشناسد ، در آن مقدارْ افراد در مقابل جامعه استقلال دارند . اما اگر از جنبهء فردى مورد ملاحظه قرار بگيرد ، جنبههاى روان شناسى بيشتر به جنبهء جامعه شناسى برمىگردد ؛ يعنى ، اينكه انسان براى خودش يك من و يك شخصيت مستقل در مقابل افراد ديگر فكر مىكند اغلب اشتباه است . تمام آن « من » يا بيشترينِ آن « من » و شخصيت او را جامعه از بيرون به اوداده ، اين شخصيتش را جامعه در او متكوّن كرده ، او فقط يك پذيرنده بوده ، مثل يك صفحهء سفيدى كه فقط آماده بوده است براى اينكه از بيرون نقشهايى بر روى آن ثبت بشود ؛ حال چه نقشى ثبت بشود ، هر نقشى ثبت شد . از نظر كاغذ سفيد بىتفاوت است كه آن نقشى كه روى آن ثبت مىشود چه نقشى باشد ، چه خطى بنويسند ، حروف فارسى و عربى بنويسند يا حروف لاتين ، به زبان فارسى بنويسند يا زبان عربى يا يك زبان ديگر . اين جهت براى كاغذ على السويّه است . پس نتيجه اين مىشود كه هرچه فرد دارد جامعه به او داده است . فرد خود هيچ ندارد و هيچ نداشته ، با هيچ سرمايهاى نيامده وارد اجتماع بشود ، فقط با سرمايهء پذيرندگى يعنى قابليت پذيرش وارد جامعه شده است . لازمهء اين حرف جبر مطلق است براى اينكه فرد هرچه دارد به خودش مربوط نيست ، به او اين جور دادهاند . در پس آينه طوطى صفتم داشتهاند * آنچه استاد ازل گفت بگو مىگويم از نظر اين طرز تفكر ، فرد در پسِ آينهء جامعه طوطى صفت گذاشته شده است و آنچه استاد جامعه به او بگويد مىگويد . از اين نظر مانند يك نوار ضبط صوت است . نوار ضبط صوت فرقش با اين فلز يا فرشى كه در اينجا هست اين است كه آنها نمىگيرند و اين فقط گيرنده است ، ولى اين گيرنده ، ديگر از خودش اصالت و استقلالى ندارد ، اگر شما آيهء قرآن در مقابلش بخوانيد آيهء قرآن