مرتضى مطهرى
794
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
اصالت يا اعتباريت جامعه - وحدت جامعهء انسانى در بحث گذشته به اينجا رسيديم كه بر مبناى آنچه در تفسير الميزان گفته شده است - كه البته مورد قبول ما هم هست يعنى آنچه كه اينجا نقل مىكنيم علامت اين است كه مورد قبول است - از نظر قرآن وحدت جامعه يك وحدت واقعى است نه يك وحدت اعتبارى . جامعه يك كل اعتبارى نيست . و معنى اين قضيه اين است كه همينطور كه در طبيعت اجزاء طبيعت با يكديگر در مىآميزند و در اثر تأثير و تأثر ( تأثير كردنِ در ديگرى و متأثر شدن از ديگرى ) به اصطلاح فلاسفه يك « صورت » واحد پيدا مىكنند ، افراد در جامعهء انسانى در يكديگر تأثير و تأثر مىكنند يعنى در يكديگر تأثير مىكنند و از يكديگر متأثر مىگردند و اين تأثير و تأثرها به روحيهها وحدت مىبخشد و در نتيجه مجموع امور روحى كه به يك جامعه تعلق دارد - كه فرهنگ جامعه ناميده مىشود - يك وحدت خاص و يك واقعيت خاص پيدا مىكند كه افراد را تحت تأثير خودش قرار مىدهد يعنى جامعه و اين كل داراى يك روح ، يك وحدت ، يك ذوق خاص ، يك احساس خاص ، يك سلسله حساسيتهاى خاص و داراى طرز تفكر خاص مىشود و قهراً داراى ارادهء خاص و وجدان خاص مىشود . پس روى اين نظريه ، ما علاوه بر وجدان افراد يك وجدان اجتماعى داريم و علاوه بر ارادهء افراد يك ارادهء كلى و ارادهء اجتماعى داريم قاهر و غالب بر اراده و وجدان افراد . اين مطلبى بوده كه ايشان از آيات قرآن استنباط كردهاند بدون آنكه بخواهند با اصطلاحاتى كه در امروز پيدا شده بيان كنند و شايد بدون اطلاع از نظريات جامعه شناسى كه در يك قرن اخيردر اين زمينه پيدا شده است .