مرتضى مطهرى

788

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اين‌جور مىگويند : پس براى جامعه سنخى از وجود پيدا مىشود ( نوعى از وجود پيدا مىشود ) مسانخ با وجود افراد . بعد مىگويند ( شاهد من سر اين جمله است ) : و لهذا قرآن براى امت ( يعنى جامعه ) وجود قائل است و اجل قائل است ( اجل يعنى عمر ، پايان ) و كتاب و سرنوشت قائل است ( علاوه بر سرنوشت افراد ) و شعور قائل است و فهم قائل است و عمل قائل است و طاعت قائل است و معصيت قائل است . آنگاه آياتى براى تأييد اين مدعا ذكر مىكنند . اول گفتند وجود و اجل قائل است . آن وجود و اجل هر دو به يكى برمىگردد ، يعنى حيات قائل است و اجلى براى آن حيات . به آيهء 34 اعراف استدلال مىكنند كه « وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ » هر امتى پايانى و عمرى دارد . پايان عمر امت كه برسد ، ديگر يك ساعت نه پس مىافتند و نه پيش . من اينجا در حاشيه نوشته‌ام كه « ايضاً جلد 8 صفحهء 58 و جلد 18 صفحهء 191 » ولى تازگى موفق نشدم كه مراجعه كنم ببينم آنجا چه آياتى است . آيهء 28 از سورهء جاثيه چنين است : كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعى إِلى كِتابِهَا هر امتى به سوى كتاب و سرنوشت خودش خوانده مىشود ( ظاهراً مقصود در قيامت است ) . اين هم تعبير خيلى عجيبى است . هر فردى به سوى كتاب عمل و سرنوشت خودش خوانده مىشود و هر قومى هم به سوى سرنوشت خودش خوانده مىشود . به همان نسبت كه مردم در دنيا قوم قوم و ملت ملت هستند در حدى كه واقعاً با يكديگر تشابه فكرى و روحى و اعتقادى دارند ، در قيامت هم ( چون قيامت تجسم آن چيزى است كه در دنيا هست ) به سوى آن سرنوشت مشترك خودشان خواهند رفت . گفتيم كه امت براى خودش شعور و فهم دارد . به آيهء 108 انعام استناد كرده‌اند كه مىفرمايد : كَذلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ . اين آيه دنبال يك سلسله آيات ديگرى است كه در همين تفسير الميزان بحثى راجع به جبر و اختيار به اين مناسبت شده است . خداوند مىگويد هر امتى را ما اينچنين عملشان را در نظر آنها زيبا جلوه داديم . معنايش اين است كه هر قومى يك طرز تفكر بالخصوص دارند ، يك پسند خاص دارند ، يك ذوق خاص دارند كه همان كار خودش به نظر خودش زيبا مىآيد ؛ يعنى آدابى دارند ، عاداتى دارند ، طرز تفكرى دارند ، ذائقه‌اى دارند و همان كار خودشان به نظرشان پسنديده و زيباست . حساب ، باز حساب امت است ، حساب ذوق اجتماعى امت است ، حساب فكر اجتماعى است ، حساب برداشت يك اجتماع است كه برداشتهاى جامعه‌ها با همديگر فرق مىكند . يك چيز را يك جامعه خوب مىداند ، يك جامعهء ديگر عيناً همان چيز را بد مىداند . به نظر اين ، زشت است به نظر آن زيبا . تفكر جامعه‌ها اين قدر با همديگر فرق مىكند . يا دربارهء قومى از يهود در سورهء مائده آيهء 66 مىفرمايد : مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ . يك جمع خاصى را به عنوان يك مردم معتدل و ميانه رو ياد مىكند كه يك گروه اينچنينى هستند ، نه صحبت فرد