مرتضى مطهرى

789

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

است . در آيهء 113 آل عمران مىفرمايد : أُمَّةٌ قائِمَةٌ يَتْلُونَ آياتِ اللَّهِ باز سخن از امتى است كه اين عمل خاص را انجام مىدهد نه صحبت از افراد خاصى . آيهء 5 سورهء غافر ( حم سجده ) مىفرمايد : وَ هَمَّتْ كُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ تصميم گرفتند و آهنگ كردند هر امتى دربارهء پيغمبرشان كه اين پيغمبر را به عنف و زور بگيرند ، اخذش كنند زيرا او را يك مزاحم براى خودشان تشخيص دادند ( چون هر پيغمبرى كه مىآيد مىخواهد تغييرى در وضع موجود بدهد و اصلاحى كند با او دشمن مىشوند مىخواهند او را بگيرند خفه‌اش كنند ) . وَ جادَلُوا بِالْباطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ و يا مبارزهء زبانى مىكنند جدال مىكنند به وسيلهء باطل ، مىخواهند با باطل حق را بشكنند ولى حق شكستنى نيست . فَأَخَذْتُهُمْ آنها مىخواهند اين پيغمبر را بگيرند خدا خودِ اينها را گرفت . همهء امت چنين همت مىگمارند و همهء امت چنين جدال مىكنند ، من هم همهء امت را يك جا مىگيرم . فَكَيْفَ كانَ عِقابِ . آيهء ديگر : وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ رَسُولٌ فَإِذا جاءَ رَسُولُهُمْ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ « 1 » . اين آيه هم مثل همان آيات پيش است كه دلالت مىكند بر اينكه امت طاعت و معصيت مستقل دارد . اين بحث ما در اينجا تقريباً به پايان رسيد ، كه از نظر قرآن جامعه كيان دارد ، شخصيت دارد ، طبيعت دارد ، وحدت دارد ، حيات دارد ، اجل دارد ، وجدان دارد ، شعور دارد ، طاعت دارد ، معصيت دارد ، عقاب دارد . البته در مسائلى كه بعد مطرح مىكنيم باز تأييد و تأكيد براى اين مسئله خواهد آمد . حالا بايد وارد مسائل ديگرى در اين زمينه بشويم . اينجا بحثى بايد مطرح بشود و آن اين است كه لازمهء اينكه ما براى جامعه شخصيت و طبيعت و قانون و سنت قائل بشويم ، جبر است ، چرا ؟ چون لازمهء اينكه ما براى جامعه سنت و قانون و حيات و وجود حقيقى قائل باشيم اين است كه براى افراد استقلال قائل نباشيم چون در هر مركّب حقيقى استقلال و هويت افراد از بين مىرود و افراد استقلالى ندارند و فقط جامعه استقلال دارد ؛ يعنى همان نظريهء اصالت جمع اروپايىها تأييد مىشود ، كه اين اصالت جمعىها در كمال صراحت معتقد به جبر اجتماعى هستند . نظريهء دوركهيم همين است . دوركهيم صريحاً مىگويد اصلًا فرد در جامعه هيچ اختيارى ندارد ، هيچ اراده‌اى ندارد ، هيچ آزادى ندارد ، هرچه كه فرد دارد پرتوى از آن چيزى است كه جامعه به او داده . در مقام تشبيه مَثَل افراد مَثَل ظرفهاى ماست بندى است . اينهايى كه دستگاه ماست بندى خيلى مفصل دارند ظروف خيلى زياد ( ظرف يك كيلويى ، دو كيلويى ، سه كيلويى و غير آن ) را در كنار يكديگر مىگذارند ، بعد شيرى را كه داغ مىكنند براى اينكه ماست از

--> ( 1 ) يونس / 47 .