مرتضى مطهرى
786
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مطلبى را عرض مىكنيم . خاصيت مركّب حقيقى اين است كه وقتى كه به وجود آمد قانونى پيدا مىكند وراء قانون اجزاء خودش . مثلًا عناصرى در طبيعت با يكديگر تركيب مىشوند يك مِلح خاصى به وجود مىآيد . اينجا براى ما كافى نيست كه ما قوانين آن عناصر اوّلى را كه بشناسيم ديگر قوانين معادن ، معدنيات و مركبات را هم شناخته باشيم . خير ، بعد كه اينها با يكديگر تركيب مىشوند ، يك شىء جديد به وجود مىآيد ، شىء جديد خاصيت مستقلى دارد غير از خاصيت اجزايش و قانون جديدى دارد غير از آن قانون . بسا هست قوانينى دارد كه ضد آن قوانينى است كه اجزاى خودش دارد . آب كه به وجود مىآيد به صورت يك مايع خاص به وجود مىآيد و تابع قوانين مايعات است ، در صورتى كه اجزاى تشكيل دهندهاش تابع قانون مايعات نبودند تابع قانون گازها بودند . نباتات كه در يك مرتبهء بالاتر به وجود مىآيند ، اين تركيب نباتى كه از تركيب مركبات اوليهء جمادى در سطح بالاتر به وجود مىآيد ، باز براى خودش قوانين و سنتهاى مستقلى دارد غير از سنتهايى كه مركباتِ در مرحلهء پستتر داشتند . جامعه اگر مركب حقيقى باشد ، براى خودش سنت و قانون دارد وراء سنت افراد . اگر نه ، جامعه ديگر از خودش قانون ندارد ، هرچه هست مال افراد است . افراد هم يك قوانين جسمانى و بدنى دارند كه مربوط به زيست شناسى و پزشكى است ، و يك قوانين روانى دارند كه مربوط به روان شناسى است . ديگر جامعه چيزى نيست . اصلًا جامعه شناسى معنى ندارد . آن وقت جامعه شناسى مىشود مردم شناسى . مردم شناسى هم آمار افراد است و جز آمار افراد چيز ديگرى نيست ، و الّا خود جامعه قانون ندارد . پس اگر ما براى جامعه سنت و قانون قائل شديم ، شخصيت و طبيعت هم برايش قائليم . 2 . آياتى كه براى امتها سنت و قانون قائل است اما ما مىبينيم كه در آيات قرآن براى امم سنت ذكر مىكند كه اقوام و ملل سننى داشتهاند يعنى اقوام سننى دارند و اين سنتها لايتخلف است و همه جا جارى است : اگر آنچنان باشند اينچنين خواهد شد ، اينچنين بشود اينچنين خواهد شد . سنتهاى ما هم دربارهء اقوام به هيچ شكل تغيير نمىكند . سنتهاى ما دربارهء ملتها ثابت است ، كه خودش نشانهاى است از اينكه قرآن براى ملتها شخصيت قائل است . آن آيهء معروف قرآن كه يك آيهء عجيبى است و نكات خيلى زيادى از آن قابل استفاده است