مرتضى مطهرى

757

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

دموكراسى در گذشته شما مثلًا نظام دموكراسى را فرض كنيد . تاريخ نشان مىدهد كه گاهى در دو هزار سال پيش يك دموكراسيهايى در دنيا به وجود آمده كه امروز با اين همه پيشرفتها در قسمتهاى ديگر ، وجود ندارد ، مثل اينكه در دموكراسيهاى يونان اين حرفها گفته مىشود . اگرچه اين دموكراسى تا يك حدى طبقاتى بوده ولى در عين حال در ميان آن افراد دموكراسى به معنى واقعى وجود داشته است . محترم بودن حكومت قانون ( نه حكومت افراد ) در يونان قديم به قدرى قدرت و قوّت داشته كه هنوز دنياى امروز به آن نرسيده است . سقراط ظالمانه محكوم مىشود ولى وقتى كه محكوم مىشود ، به قانون گردن مىنهد . به او پيشنهاد فرار مىكنند ، فرار نمىكند ؛ مىگويد قاضى از قانون سوء استفاده كرده يا اشتباه كرده ولى من قانون را نمىشكنم و خرد نمىكنم ، بعد از اينكه قانون مرا محكوم كرده ديگر من فرار نمىكنم و مىميرم . ابوذر - كه شايد اين مطلب را خيلى از افراد نمىتوانند به اين شكل قبول كنند و باورشان نيايد - يك منتقد بسيار شديدى از حكومت وقت خودش يعنى حكومت عثمان است به طورى كه عليه او شعار مىدهد ، سر چهارراه‌ها مىايستد و آيهء قرآن را مىخواند : وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ « 1 » . اين كار را براى چه مىكند ؟ چون خود همان قانون كه اسلام است نه فقط به او اجازه داده ، بلكه امر كرده كه بايد تو از اين حكومت انتقاد كنى . اما مسئلهء انتقاد كردن از وضع موجود و حتى از قوانين ظالمانهء موجود يك مطلب است ، هرج و مرج ايجاد كردن يك مطلب ديگر است . او كوشش مىكند حكومتى مثل حكومت عثمان را از بيخ ساقط كند . آن يك حساب جدا دارد . ولى تا وقتى كه اين حكومت وجود دارد ، در قوانينى مثل قوانين مدنى كه انتظام فعلى روزمرهء اجتماع به آن بستگى دارد چطور ؟ يك مثال عصرى مىزنم . فرض كنيد يك كسى با حكومت وقت مخالف است و مىخواهد آن را ساقط كند . اين يك حساب است ، ممكن است حداكثر كوشش را هم بكند . ولى آيا اين سبب مىشود كه وقتى رانندگى هم مىكند بگويد اين قوانين راهنمايى مگر مربوط به همين دستگاه نيست كه ما با آن مبارزه مىكنيم ؟ من ديگر از راست نمىروم از چپ مىروم ، من سر اين چهارراه به اين چراغ قرمز اعتنا نمىكنم و عبور مىكنم . اين ، كار غلطى است . اين كار بر ضد حكومتى كه اين شخص مىخواهد با آن مبارزه كند نيست ، بر ضد جامعه است . به تعبير اميرالمؤمنين عليه السلام : وَ لابُدَّ لِلنّاسِ مِنْ اميرٍ بَرٍّ أو فاجِرٍ « 2 » . در اين گونه مسائل اين [ اصل ] بايد محفوظ بماند . يا كسى بگويد

--> ( 1 ) توبه / 34 . ( 2 ) نهج البلاغه ، خطبهء 40 .