مرتضى مطهرى
758
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مىخواهم روشنايى نباشد ، بيمارستانها هم اگر خاموش شد اشكالى ندارد ، هرچه به سر مريضها آمد آمد ! ابوذر با عثمان مبارزه مىكند ولى وقتى كه عثمان حكم تبعيدش را صادر مىكند ، مىرود . آدم مىبيند كه ابوذر مثل سقراط كه عليه او حكم صادر كردند ، در عين اينكه حكم ظالمانه است و اعتراض هم دارد ولى اينجا يك جور عمل مىكند ، امر به معروف و نهى از منكرش را جور ديگر عمل مىكند . اينها در خور هركسى نيست كه اينقدر ظريف در كارهاى خودش رفتار كند . ما خيال مىكنيم كه وقتى انسان با يك اساسى مخالف بود ، حتى با چيزهايى هم كه به كارها و نظم زندگى مردم مربوط مىشود بايد مخالفت كند . حتى در صدر اسلام ، ما به مظاهرى از دموكراسى برخورد مىكنيم كه در دنياى امروز هم وجود ندارد ، چرا ؟ براى اينكه اين امر به تكامل بشر وابسته است نه تكامل ابزار توليد . ديديم كه ابزار توليد تكامل پيدا كرد و سوسياليسم پيدا نشد ؛ [ از طرف ديگر ] ابزار توليد در يك مراحلى تكامل پيدا نكرده و دموكراسى و سوسياليسم به معنى واقعى و حاكميت ملى به معنى واقعى در آن مراحل تحقق پيدا كرده است . از نظر ماركس سوسياليسم يك مرحله از تاريخ ، آن هم مرحلهاى از تكامل ابزار توليدى تاريخ است . علمى بودنش به همان اندازه است كه كاپيتاليسم علمى است و قهراً بايد از بين برود ، نمىتواند باقى بماند چون هر چيزى كه - روى حساب آنها - لازمهء تكامل ابزار توليد و حركت ديالكتيكى تاريخ باشد همان طورى كه تولد جبرى دارد مرگ جبرى هم دارد . سوسياليسم به مقولهء فرهنگ بستگى دارد نه اقتصاد ولى يك وقت كسى مىگويد اصلًا سوسياليسم نتيجهء يك مرحله از مراحل تكامل ابزار توليد نيست ، تكامل ابزار توليد يك نظام معين دارد ، كسى در مراحل تكامل ابزار توليد اشكال نمىكند ، هواپيمايى كه امروز به اين شكل پيدا شده اصلًا در هزار سال و دو هزارسال پيش محال بود پيدا بشود ، يعنى يك درجاتى را بايد طى كند تا به اين مرحله برسد . ولى خود سوسياليسم كه روحش برمىگردد به وحدت انسانها ، به نبودن استثمار در ميان انسانها ، به اينكه توليد در خدمت انسانها باشد و به اينكه از نظر سياسى هم سوسياليسم سياسى حكمفرما باشد يعنى حاكميت حاكميتِ ملى باشد ، اين يك امرى است كه به تركيب و ساختمان اجتماع مربوط مىشود و چنين چيزى يك امرى است كه به وسيلهء انسانهاى تكامل يافته مىتواند تحقق پيدا كند ؛ مىتوانست در دو هزارسال پيش تحقق پيدا كند كه تحقق پيدا كرده ، و مىتواند در اين شرايط تحقق پيدا كند كه هنوز تحقق پيدا نكرده و مىتواند تحقق پيدا كند . مسئلهء تكامل انسانها اينطور نيست كه وابسته به تكامل ابزار