مرتضى مطهرى
736
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
2 سوسياليسم بحث دربارهء سوسياليسم بود . ديديم كه در تعريف سوسياليسم چندان وحدت نظرى وجود ندارد ولى ما مىتوانيم يك چيزهايى را به عنوان ملاك كلى براى سوسياليسم در نظر بگيريم . يكى از آن ملاكها كه روح سوسياليسم است اينكه زندگى انسانها از حالت فردى خارج بشود و حالت و خصلت جمعى پيدا كند ، در واقع « من » ها به صورت « ما » دربيايند ، منتها بحث در اين است كه چگونه مىشود كه واقعاً منها به صورت ما دربيايند ؟ اين آقايان فكر مىكنند همين كه مالكيت اختصاصى و انفرادى از بين برود ، كافى است براى اينكه منها تبديل به ما بشود ، و از ابتدا هم انسان « ما » زندگى مىكرده است و مالكيتْ او را به صورت منها درآورده است كه بايد آن زندگى اول را كه زندگى اشتراكى است به منزلهء يك تز فرض كنيم و تمام اين دورههاى مالكيت انفرادى و اختصاصى را آنتى تز ، و بازگشت به مالكيت اشتراكى و به « ما » در سطح بالاتر را سنتز بگيريم . بنابراين اينها سوسياليسم يعنى زندگى جمعى انسانها را كه يك مشخّص اساسىاش همين است كه زندگى از حالت منها به صورت يك « ما » دربيايد مولود و نتيجهء از بين رفتن مالكيت ابزار توليد مىدانند . در اينجا نظريات ديگرى هم بود كه در جلسهء پيش عرض كرديم ، ديگر تكرار نمىكنيم . پس يك معرّف سوسياليسم اين جهت است . ملاك ديگر - كه لازمهء اين است - اينكه سوسياليسم يعنى آن نوع زندگى كه در آن استثمار انسان وجود ندارد . اين هم يكى از مشخّصات سوسياليسم است . نمىشود در يك زندگى استثمار وجود داشته باشد و در عين حال بگوييم زندگىِ سوسياليستى است . مشخّص ديگر - كه اين را هم باز مىتوان جزء تعريف سوسياليسم قرار داد - اين است كه