مرتضى مطهرى
735
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
عين وحدت ، در درون خودش تضادى دارد . اين تضاد در غير انسان وجود ندارد يعنى در يك امر معدنى - مثلًا يك مركّب معدنى - تضاد درونى نيست ، يعنى آن عناصر اگر در ابتدا هم با هم تضاد داشتند بعد كه به صورت مركّب درآمدند ديگر آن تضادشان در اين مركّب حل شده است . ولى در انسان اين گونه است كه در عين اينكه داراى يك وحدت واقعى هست ، قسمتهاى مختلف وجودش استقلالشان را به كلى از دست ندادهاند ، يعنى در درون انسان در آنِ واحد هم فرشته وجود دارد هم حيوان ؛ حيوان نيز ، هم حيوانى كه توجهش فقط به شكم است وجود دارد هم حيوانى كه توجه به درندگى دارد . بنابراين منافات ندارد كه دو كشش مختلف در انسان وجود دارد ، يعنى هم كشش مايى در انسان وجود دارد هم كشش منى ، كه آن را كششهاى عالى مىگويند و اين را كششهاى سِفلى . اينها را در زبانهاى مختلف گفتهاند . در حديث است كه خداوند حيوان را آفريد از شهوت محض و فرشته را آفريد از عقل محض و انسان را آفريد از تركيبى از ايندو ؛ تا هركسى كدام جنبهاش بر ديگرى غلبه كند . مولوى مىگويد : همچو مجنون در تنازع با شتر * گه شتر چربيد و گه مجنون حر ميل مجنون پس سوى ليلى روان * ميل ناقه از پى طفلش دوان تا آنجا كه مىگويد : ميل جان اندر ترقى و شرف * ميل تن در كسب اسباب و علف كه اين را گاهى تنازع جان و تن مىگويند و گاهى تنازع عقل و نفس . پس اينها با همديگر منافات ندارد . انسان از آن جهت كه داراى فطرت الهى يا انسانى است اين كشش عالى واقعاً در او هست . در آن كشش عالى خداپرستى هست ، انساندوستى هست ، محبت هست ، كرم هست ، احسان هست ؛ همهء ارزشهاى متعالى انسانى بالقوه در انسان وجود دارد . و در عين حال به حكم اينكه يك طبيعت حيوانى است - كه حيوانى است كه انسان شده و آن طبيعت حيوانى هم در او هست - يك كششهاى فردى و شخصى ( شكم من ، دامن من و . . . ) در او موجود است . اين هر دو در آنِ واحد در او وجود دارد .