مرتضى مطهرى
734
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
ولى در مقام مصرف كردن ديگر من و مايى وجود ندارد ، چرا ؟ چون يك روح بر خانواده حكمفرماست . پدر و مادر سوسياليسم علمى حال اين سوسياليستهاى علمى ( به قول خودشان ) براى سوسياليسم يك پدر قائلند و يك مادر ، و معتقدند جز از اين پدر و مادر از چيز ديگرى متولد نمىشود مثل هر موجود زندهاى كه معمولًا بايد از يك پدر و مادر متولد شود . نطفهء سوسياليسم علمى اين آقايان به حكم اينكه محرّك تاريخ را اقتصاد مىدانند همان نهادهاى اقتصادى و تكامل ابزار توليد است كه از آن جهت كه به انسان مربوط مىشود يعنى جنبههاى مادى زندگى انسان . [ به عبارت ديگر اينها به منزلهء پدر سوسياليسم است . ] در هر مرحلهاى كه يك فرزندى از تاريخ متولد مىشود يعنى يك دورهء جديدى متولد مىشود ، محركش همان نهادهاى اقتصادى و مادى است ولى اين محرك در يك شرايط معينى به اين دورهء خاص تاريخ منتهى مىشود كه آن شرايط به منزلهء مادر اوست . از نظر اينها سوسياليسم يك مولودى است كه از يك پدر به نام ماترياليسم تاريخى در بطن يك مادر ناپاك و آلوده به نام كاپيتاليسم شكل مىگيرد . جز از اين دو ناپاك اصلًا قابل متولد شدن نيست . از رحم ديگرى و از نطفهء ديگرى محال است به وجود بيايد . شما اگر بگوييد كه سوسياليسم مولود روح عدالتخواهى بشر است ، مىخواهيد نطفهء پاكى برايش پيدا كنيد و بگوييد از صلب طاهرى پديد آمده است . مىگويد اين ، سوسياليسم تخيلى است . سوسياليسم جز اينكه حرامزاده باشد و جز از طريق حرامزادگى از راه ديگرى اصلًا امكان وجود ندارد . فقط و فقط بايد محركاتش را مادى محض و شرايطش را - كه به منزلهء مادر و بطن و رحمش است - همين كاپيتاليسم كه به قول اينها اوج ظلم و ستمگرى و استثمار بشر است دانست . اصلًا جز از اين از رحم ديگرى قابل تولد نيست . حالا ما بعد بحث مىكنيم كه اينطور نيست ، مىشود كه از يك پدر و مادر پاكى هم متولد بشود و هيچ ضرورتى ندارد كه از يك چنين پدر و مادر ناپاك متولد بشود . - آيا احساس ما بودن و احساس من بودن در انسان متضاد نيستند و امكان وجود دارند ؟ استاد : ايندو با همديگر منافات ندارد . انسان در ميان همهء موجودات ديگر داراى اين مختص است كه در عين اينكه يك واحد است جمع واحدهاست . از قديم اين تعبير را علماى اخلاق مثل شيخ بهايى به كار مىبردند كه در درون هر انسانى يك فرشته وجود دارد و يك سگ وجود دارد و يك خوك . مقصودشان اين است كه در انسان غرايز مختلف در آنِ واحد وجود دارد و لهذا انسان در