مرتضى مطهرى

716

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

از داخل خودش به خارج مىكشاند مجبور است كه بازارها را تصاحب و مردم را استثمار كند . آنوقت در مقابل آن مردمِ استثمارشده قرار مىگيرد و اين مردمِ استثمارشده هستند كه با امپرياليسم خواهند جنگيد . ولى اين چيزى است كه ظاهراً در دنيا محقق نشده . خودشان به يك امر ديگرى متوسل مىشوند كه آن امر ديگر درست است ولى غير از اين تز ماركسيسم است ، يعنى جنگ طبقاتى نيست . جنگ طبقاتى را با امپرياليسم نمىشود پيش بينى كرد . جنگ داخل طبقه را مىشود پيش بينى كرد ولى جنگ طبقاتى را نمىشود پيش بينى كرد ؛ چون امپرياليسم يك امر ثابت نيست ، يعنى ممكن است يك واحد امپرياليسم به وجود بيايد ، يك واحد جديد امپرياليسم هم در يك جاى ديگر دنيا به وجود بيايد . اين را ديگر كسى نمىتواند تضمين كند كه سرمايه دارها منحصر در آنها هستند ، ممكن است در يك گوشهء ديگر دنيا يك عدهء ديگر سرمايه‌دار با همديگر متحد بشوند . آنوقت رقابت باز ميان ايندو واقع بشود . در اين صورت اينها ديگر از طريق اينكه بخواهند همديگر را با فروش ارزانتر از بين ببرند اقدام نمىكنند . امپرياليسم ، ديگر حالا رسيده به مرحله‌اى كه تمام قدرتها را در اختيار گرفته ، اسلحه‌ها و دولتها را در اختيار گرفته . اينجاست كه اختلاف خودشان را با جنگ حل مىكنند يعنى مجبورند كه يك جنگهايى به وجود بياورند . همين جنگهاى بين المللى كه در دنيا به وجود آمده در واقع جنگهاى امپرياليستى بوده ، يعنى هيچ يك از اين جنگهاى بين المللى جنگ ميان طبقه‌اى و طبقه‌اى ديگر نبوده ، جنگ ميان طبقهء سرمايه‌دار و طبقهء كارگر و پرولتاريا نبوده بلكه جنگِ ميان سرمايه دارها بوده ، مثل جنگ بين المللى اول كه مىگويند ماهيت اقتصادى داشته است . جنگ بين المللى دوم هم همين‌طور بود و چنين ماهيتى نداشت . جنگ بين المللى دوم ابتدا كه به وجود آمد ، ميان متفقين از يك طرف و دول محور از طرف ديگر بود . اگر آلمان با انگلستان جنگيد ، اينها در واقع دو سرمايه‌دار و دو استعمارگر بودند كه جنگشان هم سر تصاحب ممالك مستعمره بود . جنگ ميان سرمايه‌دار و كارگر كه نبود . آمريكا هم كه وارد شد ، باز به عنوان يك سرمايه‌دار ديگر كه آلمان را براى آيندهء خودش يك خطرى مىديد با او جنگيد . اگر شوروى هم پا در ميان گذاشت ، در آنجا هم باز جنگ ميان دولتى و دولت ديگرى بود و جنگ ميان دو سرمايه‌دار بود چون وقتى دولت شوروى را در نظر بگيرند خودش يك سرمايه‌دار است . جنگ ميان دولتى و دولت ديگر بود و لهذا جناب شوروى در كنار آمريكا يعنى در كنار بزرگترين سرمايه دارهاى دنيا جنگيد . جنگ شوروى و آمريكا كه نشد . جنگى بود كه ميان آلمانها از يك طرف و آمريكا در درجهء اول از طرف ديگر بود : بعد كه آلمانها به شوروىها حمله كردند آمريكايىها هم كه انگليس‌ها آنها را با خودشان همراه كرده بودند ( آنها هم فكر كرده بودند كه بايد از آن انزواى « مونرو » خارج بشوند ، ديگر نمىتوانند در دنياى منزوى زندگى كنند و بايد دنيا را داشته باشند ) وارد جنگ شدند .