مرتضى مطهرى
706
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
محصول را حساب ] « 1 » كرده يا براى فروش در داخل يا براى مصرف كردن در خارج . مثلًا منطقهء خراسان چغندر قند بكارند اين قدر هم بكارند . شيراز سيمان توليد كنند اين قدر هم توليد كنند . اگر براى داخل باشد قبلًا برنامه ريزى كردهاند كه كشور ايران چقدر مصرف قند دارد چقدر مصرف سيمان دارد چقدر مصرف گندم دارد ؛ آن قدر عرضه مىكنند كه تقاضاى واقعى وجود دارد . مردم هم كه بر اساس تز « كار به قدر استعداد و خرج به قدر احتياج » دستمزد مىگيرند . روى اين حساب ، به هيچ كس هم ظلم نمىشود چون هرچه هست به خزانهء دولت مىريزد . ولى در جامعهء سرمايه دارى كه خصلت ذاتىاش هرج و مرج و بىانضباطى و به قول خودشان آزادى است قهراً اين ظلمها هست . يك دفعه مثلًا اين بدبخت بايد ده ساعت كارش را در ازاى پنج ساعت كار بدهد ، يعنى پنج ساعت كارش را او بدزدد ، يك دفعهء ديگر بايد با ده ساعت كار خودش بيست ساعت كار ديگرى را بگيرد يعنى ده ساعت از كار او بدزدد . ايرادهاى اين نظريه البته اين مسئله كه خاصيت ذاتى جامعهء سرمايه دارى بىانضباطى و آزادى است ديگر امروز مطرح نيست چون با تكامل جامعهها و تسلط بيشتر دولتها بر كارها و اينكه برنامهها را دولتها تنظيم مىكنند و وزارتخانههاى مختلف ( وزارت تجارت ، وزارت اقتصاد ، حتى وزارت كشاورزى مستقل و وزارت صنايع مستقل ) تشكيل مىشود ، اگر بخواهند ( البته آن كشورهايى كه آدمهاى حسابى دارند ) مىتوانند كارهايشان را روى يك حساب و برنامه ريزى معين و مشخصى انجام بدهند بدون آنكه كشورْ سوسياليستى باشد يعنى بدون آنكه مالكيت اختصاصى را از بين ببرند ، بلكه با حفظ مالكيت اختصاصى - كه دولت فقط نقش راهنما را دارد - مىتوانند جلو اين نوسانها و اختلاف قيمتها و اين بىانضباطيها را بگيرند بدون اينكه ضرورتى باشد كه سوسياليسم را در كار بياورند . الآن كشورهايى مثل آمريكا ، همان كشورهاى سرمايه دارى خيلى بزرگ ، تمام كارهايشان روى حساب است كه چه كالايى را چقدر و كجا توليد كنند ، ما چقدر خودمان مصرف داريم و چقدر به خارج صادر مىكنيم . به اين بيان باز هم ايراد گرفتهاند ، گفتهاند مطلب اينجور نيست كه ملاك ارزش فقط كار باشد . كار ملاك ارزش هست اما اينكه بگوييم ملاك ارزش كار است ، معنايش اين است كه ملاك ارزش منحصر در كار است . اگر مىگوييد كار يكى از ملاكهاى ارزش است حرف درستى است ولى چيزهاى ديگرى هم ممكن است ملاك ارزش باشد . اولًا چون مقصود شما از « كار » كار انسان
--> ( 1 ) [ افتادگى از نوار است . ]