مرتضى مطهرى
703
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
باشد . از اينجا معلوم مىشود كه اگر ما شرط سوم را در نظر بگيريم شرط دوم اهميتى ندارد و بايد آن را اسقاط كنيم يعنى مسئلهء رايگان بودن و نبودن [ در ارزش مبادله ] دخالت ندارد ، مسئلهء قابليت اختصاص دخالت دارد . اگر مثلًا هوا را هم مىشد افرادى در حوزهء مالكيت خودشان قرار بدهند هوا هم خريد و فروش مىشد . اگر اشيائى مثل هوا خريد و فروش نمىشود ، به اين علت است كه قابل اختصاص نيست نه به علت وفور . دليلش هم اين است كه زمينها هنوز هم وفور دارند ( و در گذشته به طريق اولى وفور داشتهاند ) يا لااقل در بعضى ممالك مثل ايران زمين بيش از ميزان احتياج مردم وجود دارد ولى چون قابل تملك است [ ارزش مبادلهاى دارد . ] يك نفر مىتواند ميليونها متر زمين را تصاحب كند ، دورش ديوار بكشد ، به نام خودش به ثبت بدهد ، نتيجه اين مىشود كه عدهاى ديگر در مضيقه قرار مىگيرند ، آنوقت مجبورند كه زمين را خريد و فروش كنند . پس صرف وفور نداشتن ( رايگان كه آنجا مىگوييم به معنى وفور است ) كافى نيست ، عمده مسئلهء قابليت اختصاص است . اگر يك شىء قابل اختصاص باشد ولو صد برابر احتياجات مردم باشد ، آن را به شكلى احتكار مىكنند و بعد كم كم به مردم مىفروشند ؛ و اگر قابل اختصاص نباشد نمىتوانند چنين كنند . تا اينجا ما عجالتاً فهميديم اينكه برخى اشياء ارزش مبادله دارند شرايط ارزش مبادله اين سه چيز است : مفيد بودن يا مطلوب بودن ، رايگان نبودن ( اگر آن را هم ذكر كنيم ) و سوم قابل اختصاص بودن ؛ و ظاهراً كسى راجع به اصل ارزش حرفى ندارد كه اگر اين دو يا سه عامل نباشد ارزشى وجود ندارد . مثلًا اگر در درجهء اول همان ارزش استعمال ( مفيد بودن و مطلوب بودن ) نباشد [ ارزش مبادله وجود ندارد . ] ريگهاى بيابان چرا [ ارزش مبادله ندارد ؟ ] چون انسان به آنها نياز ندارد . حالا عمده اين است كه آن مسئلهء دوم را بتوانيم حل كنيم كه ريشهء تفاوت ارزشها چيست ؟ چرا يك منِ اين برابر دو منِ آن است ، يك متر اين برابر ده مترِ آن است ، يك مترِ اين برابر ده منِ آن است ؟ شاخصهء اين امر چيست ؟ نظريهء عرضه و تقاضا در اينجا دو نظريهء معروف و اساسى وجود دارد . يك نظريه اين است كه اين يك امر فى نفسه براى اشياء نيست بلكه در ارتباط با همان مطلوبيت و دست يافتنى بودن پيدا مىشود ؛ چنان كه گفتيم ريشهء ارزش مبادله يكى همان مطلوبيت و ارزش استعمال است و دوم اينكه قابل اختصاص باشد . وقتى قابل اختصاص باشد از دسترسى عموم خارج مىشود . اينها مىگويند كه ملاك تفاوت ارزشها تفاوت اين دو جهت است يعنى تفاوت در مطلوبيت و تفاوت در دست يافتن ، چطور ؟ هر