مرتضى مطهرى

692

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

است كه آن ، مقدار كار زيادترى برده و اين مقدار كار كمترى برده است ؛ و تمام كالاها از اين قبيل است . هر كالا كه شما ببينيد قيمتش بيشتر است به دليل اين است كه كار بيشترى در آن مصرف شده است ، و اگر چيزى قيمتش كمتر است به دليل اين است كه كار كمترى در آن مصرف شده است . قيمت واقعى و ارزش واقعى هر كالا عبارت است از مقدار كارى كه در آن مصرف شده است . بله ، عرضه و تقاضا سبب مىشود كه شىء گاهى برابر با ارزش واقعى خودش به فروش برسد ، گاهى سبب مىشود بيشتر از ارزش واقعى خودش به فروش برسد و گاهى سبب مىشود كمتر از ارزش واقعى خودش به فروش برسد ، ولى به هرحال يك ارزش واقعى در ميان هست ؛ اين كالاهايى كه در عالم وجود دارد يك ارزش واقعى دارد قطع نظر از قراردادهاى بشرى ، قطع نظر از آنچه كه در بازار عملًا وجود پيدا مىكند و قطع نظر از تراضيى كه طرفين با يكديگر دارند . جو يك ارزش واقعى دارد : مقدار كارى كه مصرف شده و جو را به وجود آورده . گندم يك ارزش واقعى دارد : مقدار كارى كه گندم را به وجود آورده . و همين‌طور ساير كالاها . ارزش واقعى هيچ ربطى به عالم بازار ندارد ، آن كار بازار يك كار كاذبى است . گاهى دو شىء - كه بسا هست روى اصول علمى هم بشود حساب كرد - ميزان انرژيى كه اين مصرف كرده و انرژيى كه آن مصرف كرده است ، كارى كه در اين مصرف شده و كارى كه درآن مصرف شده است برابر يكديگرند ولى وضع كاذب بازار بسا هست سبب مىشود اين به نصف قيمت آن به فروش برود و آن به دو برابر قيمت اين به فروش برود . ولى ارزش واقعى غير از اين حرفهاست . ارزش واقعى هر شىء را فقط ميزان كارِ مصرف شده به وجود مىآورد و جز كار هيچ چيزى ارزش ايجاد نمىكند ، و اگر ارزشى به وجود بياورد آن ارزش كاذب است و در واقع نوعى دزدى است . كار تاجر از اينجا تكليف يك نفر تاجر [ از ديد اين نظريه ] روشن مىشود . يك نفر تاجر مىآيد يك كالايى را از توليدكننده مىخرد و به مصرف كننده مىفروشد . فرض كنيد كالا در شهرستان صنعتى كاشان به صورت قالى توليد شده است ، بعد در تهران يا يك شهرستان ديگر به فروش مىرود . اين قالى كه در كاشان توليد شده ، يك مقدار معينى كار برده است كه ارزش واقعى را همان كار تعيين مىكند . تاجر مىرود اين قالى را مترى دو هزار تومان مىخرد بعد مىآيد بازار به مصرف كننده مترى سه هزار تومان مىفروشد . از نظر اين بازرگان رزق حلال و روزى حلال است ، مىگويد من دزدى كه نكرده‌ام ، اين را به آن قيمت خريده‌ام به اين قيمت فروخته‌ام . در آن بازار مترى دو هزار تومان عرضه شده است ، پس قيمت واقعى و ارزش واقعى آن در آنجا مترى دو هزار تومان بوده كه من خريدم ؛ در اينجا تقاضاى مترى سه هزار تومان وجود دارد و به همين دليل ارزشش در اينجا همين