مرتضى مطهرى
691
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
لهذا ارزش مبادله يك مقدار و ميزان ثابتى ندارد . يك چيز هر مقدار كه تقاضاى آن و خريدارش كمتر باشد و عرضهاش و به عبارت ديگر وجودش براى عرضه كردن و فروش بيشتر باشد ارزش مبادلهء آن پايينتر است و هرچه كه تقاضا بيشتر و عرضه كمتر باشد ارزش مبادلهء آن بالاتر است ؛ همينطور كه ما در عمل هم مىبينيم . يك سال مثلًا مىبينيد كه پياز پيدا نمىشود ؛ وقتى مىروند سراغ پياز ، مىبينند كه كيلويى پنج تومان هم به زحمت گير مىآيد بلكه كيلويى ده تا پانزده تومان به فروش مىرسد ، چون كمياب است و كميابى علت گرانى مىشود ، كم بودن عرضه و زياد بودن تقاضا علت گرانى مىشود . سال بعد كشاورزها وقتى كه مىبينند فلان كشاورز ده خروار پياز داشت و چقدر منفعت كرد در صورتى كه من كه گندم يا چغندر قند توليد كرده بودم نصف او درآمد پيدا نكردم ، شروع مىكنند به پياز كاشتن . سال بعد پياز ده برابر سال پيش عرضه مىشود در صورتى كه تقاضا به همان ميزان سابق است . قهراً قيمت پايين مىآيد . وقتى كه عرضه زياد شد ، نسبت عرضه به تقاضا با سال پيش فرق كرد و عرضه بيشتر از تقاضا شد قيمتش پايين مىآيد ، و آنقدر پايين مىآيد كه مقدارى از پيازها مىپوسد ، حتى همان ارزشى را كه توليد كردند هم پيدا نمىكند . اگر توليد يك كيلو پياز براى او يك تومان خرج برداشته حالا به آن يك تومان هم به زحمت از او مىخرند . گفتند پس ارزش مبادلهاى يك امر متغير است و تابع عرضه و تقاضاست ، هيچ ملاك ديگرى ندارد و خلاصه يك امر قراردادى است . نظريهء دوم : ارزش يك كالا مساوى با نيروى كار مصرف شده است ولى بعضى ديگر گفتهاند ارزش واقعى هر كالا برابر نيروى كارى است كه در اين كالا مصرف شده است . علت زيادتر بودن و كمتر بودن قيمت ، اين است . اگر يك كالايى كار زياد ببرد قيمتش هم خود به خود بالا مىرود ، اگر كار كمتر ببرد قيمتش پايين مىرود . شما مىبينيد كه يك فرش ، مترى هزار تومان خريد و فروش مىشود ، يك فرش ديگر را مترى سى هزار تومان هم نمىدهند ، با اينكه بسا هست مادهاى كه در اين مصرف شده برابر است با مادهاى كه در آن مصرف شده است ، اين هم پشم است آن هم پشم است ، و بسا هست كه مقدار پشمى كه در اين به كار رفته بيشتر از آن باشد ، اگر ما وزن كنيم اين ده من است و آن پنج من . ولى قيمت اين قالى سه در چهار دوازده هزار تومان درمىآيد و قيمت آن قالى سه در چهار صد و بيست هزار تومان ، چرا ؟ براى اينكه اين يك نخريسى خيلى سادهاى داشته ، آن نخى كه رشتهاند يك مقدار كمى كار برده و بعد هم وقتى كه آمدهاند اين را ببافند تند بافتهاند ، مثلًا اين ده روز كار برده ولى آن قالى ظريفى كه شما مىبينيد قيمتش صد و بيست هزار تومان است ده تا « ده روز » كار برده است ، يعنى آن را پنج كارگر در صد روز بافتهاند و اين را در ده روز . پس علت اينكه قيمت اين ، اين قدر است و قيمت آن آن قدر اين