مرتضى مطهرى

624

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

پيدايش دولت دورهء بردگى از دوره‌هاى چهارگانه يا پنجگانهء ماركسيستها را بيان مىكرديم . در آنجا به بحث دولت رسيديم و اينكه منشأ پيدايش دولت چيست ؟ در اينجا با اينكه خيلى مفصل و 10 - 15 صفحه بحث كرده است ولى هيچ مطلب تازه‌اى يافت نمىشود ، يعنى همه تكرار مكررات است كه يك مطلب را از زبان افراد مختلف نقل كرده است . خلاصهء آن اين است كه فلسفهء دولت از نظر اينها همان مالكيت است ؛ يعنى دولت مولود پيدايش مالكيت خصوصى است و به عبارت ديگر دولت مولود استثمار است . تا قبل از آنكه مالكيت و استثمار پيدا بشود ، در جامعهء اشتراك اوليه حكومت و دولتى وجود نداشت . بعد كه مالكيت خصوصى به وجود آمد ، يك اقليتى - كه اقليت بهره كش بودند با يك اكثريت بهره ده - آمدند و يك قدرت و تشكيلاتى براى حفظ منافع خودشان و براى جلوگيرى از قيامها و طغيانهاى استثمارشده‌ها به وجود آوردند و اسم آن را دولت گذاشتند و يك روپوش ظاهرى هم به آن دادند كه حافظ منافع عموم است و از اين‌جور حرفها ، و الّا واقعيتش غير از اين چيز ديگرى نيست . همين مطلب را با تعبيرات و بيانهاى مختلفى ذكر كرده‌اند . احياناً يكى دو نظريهء مخالف هم در اينجا ذكر مىكنند كه ديگران راجع به دولت چه مىگويند . دو نظريهء مخالف يك نظريه اين است كه دولت يك امر فطرى است ؛ فطرى بشر است كه بايد دولت داشته باشد و يك دولتى در كار باشد . من نمىدانم چنين حرفى را تا حالا كسى گفته يا نگفته كه به عنوان يك فطرت فردى در انسانها بگوييم دولت داشتن يك امر فطرى براى بشر است . خيال نمىكنم چنين