مرتضى مطهرى

625

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

حرفى را هيچ كس تا حالا گفته باشد . اگر هم افرادى نظرشان به آن نظريهء معروف ارسطويى است كه گفته است انسان مدنىّ بالطبع و اجتماعى بالطبع است ، نگفته‌اند دولت داشتن طبيعىِ انسان است ، بلكه گفته‌اند طبيعت انسان طبيعت اجتماعى است كه بايد زندگى اجتماعى داشته باشد ولى ديگر هيچ كسى ادعا نكرده كه چگونگى اين زندگى اجتماعى هم يك امر فطرى است ، اينكه دولتى بايد داشته باشد يا نبايد داشته باشد اين هم يك امر طبيعى و فطرى است . ولى اينها معمولًا بنايشان بر اين است كه هميشه جنبهء تبليغى به حرف خودشان مىدهند و از نظريات مخالف مخصوصاً يك چيزهايى را نقل مىكنند كه خيلى واضح باشد كه درست نيست . يا اينكه بعضى گفته‌اند كه دولت به ارادهء خداوند به وجود مىآيد . مىگويد نه ، چنين چيزى نيست ، پيدايش دولت يك سلسله علل مادى دارد ، همينهايى كه گفتيم : وقتى جامعه به دو طبقه تقسيم مىشود آن طبقهء بهره كش احتياج پيدا مىكند به اينكه قدرت و تشكيلاتى به وجود بياورد و اين قدرت و تشكيلات هم روز به روز كاملتر مىشود ؛ ارتش مىخواهد ، اطلاعات مىخواهد ، زندان مىخواهد ، شهربانى مىخواهد . پس دليلى ندارد كه ما اين را به يك علت ماوراء الطبيعى توجيه كنيم . البته اين هم واضح است كه هيچ كس نمىگويد كه فقط دولت به ارادهء خدا به وجود آمده ولى ملت به ارادهء خدا به وجود نيامده است . خوب ، اگر كسى مىگويد دولت به ارادهء خدا به وجود آمده ، از باب اين است كه همه چيزِ عالم را مىگويد به ارادهء خدا به وجود آمده نه اينكه اين يكى به ارادهء خداست آنهاى ديگر به ارادهء خدا نيست ؛ يعنى نوع وابستگى همهء اشياء به ارادهء خداوند به شكل متساوى است . به هرحال اينها يك حرفهاى بىسر و تهى است كه ذكر مىكنند . دولتهاى دموكرات اينجا مسائلى قابل طرح است و يكى از آنها را خودشان طرح كرده‌اند و آن اين است كه مىگويند دولتها مطلقاً حافظ منافع يك طبقهء معين هستند . دموكرات‌ترين دولتهاى عالم هم - مثلًا اگر بگوييد در زمان ما انگلستان يك دولت دموكراتى است - باز حافظ منافع يك طبقهء معين هستند ، براى اينكه از نظر اينها اگر جامعه جامعهء طبقاتى باشد قهراً قوانين و مقررات هم قوانين و مقررات طبقاتى خواهد بود و دولت هم عدالت را در حفظ همان قوانين موجود مىداند و فرض اين است كه آن قوانين موجود هم ظالمانه است ، پس خود آن دولت قهراً يك دولت ظالم و ستمگر مىشود و خلاصه دموكرات‌ترين دولتها در عصر حاضر آن دولتى است كه در مقابل ملت قانون شكنى نمىكند . ( البته او به اين تعبير نگفته ولى ما حرف او را اين‌طور تعبير مىكنيم . ) دولت دموكرات در جامعهء طبقاتى يعنى دولتى كه خود آن دولت قانون شكن نيست ، يعنى مثلًا انتخابات آن دولت يك انتخابات تقلبى نيست يا تصميماتى را كه نمايندگان ملت در مجلس شوراى ملى مىگيرند دولت