مرتضى مطهرى

612

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اشتراكى است از آن جهت كه در داخل قبيله فرض بر اين است كه مالكيتْ اشتراكى بوده است ، و مالكيت نيمه اختصاصى است براى اينكه هر قبيله‌اى براى خودش يك مالكيتى قائل است كه خود را با آن قبيلهء ديگر مشترك نمىداند و آن قبيله هم براى خودش مالكيتى قائل است غير از مالكيتى كه آن قبيلهء ديگر قائل است . كُمون همچنين چيزى است . معنايش نفى مالكيت نيست . اگر هر قبيله‌اى يك كمون مىبود و بعد همهء اينها در يك واحدْ اجتماع داشتند و محصولاتى كه اين قبيله و آن قبيله به دست مىآورد همه در يك واحد كلى جمع مىشد و بعد همهء افراد جامعه از آن استفاده مىكردند ، آن را مىشد اشتراك كامل به حساب آورد ، همين طورى كه در اين كمونهايى كه در زمان ما هست - مطابق سخن آنهايى كه مىگويند در اسرائيل كمون به وجود آمده يا در بسيارى از جاهاى ديگر - چنين چيزى است . تمام مردم يك ده مانند يك خانواده زندگى مىكنند ، آن ده ديگر هم مانند يك خانواده زندگى مىكند و همين‌طور . . . ولى ديگر اينها استقلال مطلق ندارند . يك دولتى حاكم بر همهء اينهاست و دولت مىآيد نيازهاى اينها را تأمين مىكند و مازادها را مىگيرد و براى خودش مىبرد كه بعد آن را باز ميان همهء مردم تقسيم كند . اما آنچه در قديم بوده كه چنين چيزى نبوده است . نظام قبايلى قديم - كه اينها هم قبول مىكنند نظام قبايلى بوده - يك نظام نيمه اشتراكى و نيمه اختصاصى بوده و در آن مبادله وجود داشته است . تا ذخيره وجود نداشته باشد مبادله نمىتواند وجود داشته باشد . معنى مبادله اين است : بعضى از قبايل فقط به تربيت گوسفند مىپرداختند ، گوسفندها را اهلى كرده بودند ولى بيش از مقدارى كه خودشان احتياج داشتند توليد مىكردند . در مقابل ، به گندم احتياج داشتند . قبيلهء ديگر بيش از مقدارى كه خودش احتياج داشت گندم توليد مىكرد ولى به گوشت نياز داشت . جنس به جنس مبادله مىشد : از آن قبيله گوشت مىگرفت و به آن گندم مىداد . قبيلهء ديگرى مثلًا گاو تربيت مىكرد . باز اين قبيله به هر دوى آنها گاو يا گوشت گاو مىداد و از آنها گندم و گوسفند مىگرفت . پس اين نشان مىدهد كه با اينكه بشر رسيده بوده است به دوره‌اى كه مازاد مصرف وجود داشته ، در عين حال مبادله و مالكيتِ به همين شكل ( مالكيت نيمه اختصاصى و نيمه اجتماعى ) وجود داشته است . پس ما نمىتوانيم برده دارى را مولود پيدايش مازاد مصرف بدانيم و بگوييم همين قدر كه بشر مازاد مصرف پيدا كرد به برده دارى پرداخت . نه ، دوره‌ها بر بشر گذشته كه مازاد مصرف هم داشته و هنوز به بردگى نپرداخته است . با تئورى ما قضيه درست مىشود . چرا در آنجاها بردگى نبوده است ؟ براى اينكه در ميان قبيله حكومت عاطفى حكمفرما بوده است . راه ديگرى ندارد . اين دوره‌ها را دوره‌هاى ماقبل بردگى مىنامند . البته بيانات مختلفى در اين زمينه‌ها دارند كه اينها را عرض مىكنيم .