مرتضى مطهرى

611

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

بياور به دهان من بگذار وجود ندارد ، زيرا زحمتش براى [ آن مرغ استثماركننده ] همان مقدار است كه خودش اين كار را بكند . اگر به اين شكل مىبود مىگفتيم كه در دورهء اشتراك اوليه به دليل نبودن چيز قابل ذخيره كردن ( چون ابزار تكامل پيدا نكرده بوده و شغل و فن و كشفيات بشر هنوز به اين حد نرسيده بوده است ) امكان استثمار وجود نداشته است . تدريجاً تجربيات بشر افزايش پيدا مىكند و به قول ما بر تجربهء بشر افزوده مىشود . همان‌طور كه يك فرد هرچه بيشتر زندگى مىكند بر تجربه‌اش افزوده مىشود ، نوع بشر هم هرچه بيشتر زندگى مىكند بر تجربهء نوع افزوده مىشود ، چون هر نسلى نتيجهء تجربهء خودش را زبانى به نسل ديگر مىآموزد . البته از وقتى كه بشر قلم و نوشتن ياد گرفت يك جهش فوق العاده‌اى در اين جهت شد كه تجربه‌ها روى يكديگر متراكم و اندوخته بشود . بسيار خوب ، بشر تحول و تكامل پيدا مىكند و به تبع بشر تكنيك و فن بشر هم تكامل پيدا مىكند . آنوقت بشرِ متكامل شده مىتواند مازاد بر مقدار مصرف خودش به وجود بياورد ، بعد مبادله در كار بيايد . همين قدر كه توانست مازاد به وجود بياورد ، امكان استثمار پيدا مىشود . يك فردى مىبيند كه مىشود يك نفر ديگر را استثمار كرد ، چون او مىتواند هم به اندازهء خرج خودش كار كند هم به اندازهء خرج من ، درست مىشود مثل يك حيوانى كه هم مىتواند راه برود و هم به من كولى بدهد . اين حيوان از اين شهر تا آن شهر مىرود ، هم خودش مىرود هم به من سوارى مىدهد . اين انسان الآن به حدى رسيده كه هم مىتواند قوت خودش را براى زنده ماندن خود تهيه كند ، هم قوت من را بدهد . البته من هم مىخواهم كه او زنده بماند ، چون اگر او زنده و سالم نماند نمىتواند براى من كار كند . تناقض اينجاست كه زمينهء استثمار پيدا مىشود . آنوقت اين با دورهء كشاورزى بالخصوص منطبق مىشود ؛ يعنى بعد از آنكه كشاورزى اختراع شد بشر با كشاورزى مىتواند آذوقهء ذخيره تحصيل كند و مازاد بر مصرف خودش به وجود بياورد . بنابراين بايد دورهء بردگى و دورهء استثمار با كشاورزى آغاز شده باشد . ولى اين آقايان خودشان قبول دارند كه كشف فلز مقارن است با دوره‌اى كه آن را دورهء ماقبل بردگى مىدانند ، قهراً با دورهء كمون اوليه . صنعت ، حتى صنعتهاى فلزى ، به دورانهاى قبل از دوران بردگى تعلق دارد . ناچار بايد بگوييم آن دوره هنوز دورهء كمون اوليه بوده است . قبل از دوران بردگى حتى مبادله وجود داشته است . اينها نمىگويند مالكيت وجود داشته ، ولى [ مىگويند ] مبادله وجود داشته است . مبادله بدون مالكيت كه نمىشود . ولى حداكثر ، مبادلهء ميان دو قبيله وجود داشته است . اين مىشود يك مالكيت نيمه اشتراكى و نيمه اختصاصى . مالكيت نيمه