مرتضى مطهرى
610
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
استاد : چرا ، طرز فكرش را هم توجيه مىكند ، يعنى از محترم بودن مالكيت ثروت به اينجا مىرسد . مالكيت كه بالاخره بايد باشد ؛ حالا كه آن بايد باشد پس براى جبران آن ، اين قضيه واقع مىشود . - در مراحل اوليه كه اينطور نبود . استاد : اين يكى از علل است ؛ مىخواهم بگويم ريشهء بردگى يك امر نيست ، علل متعددى در دنيا بوده است . در شهرستانها ، قصبهها و دهات و فرمانداريها معمول است ، اغلب عصر كه مىشود رؤساى ادارات دور همديگر جمع مىشوند و قدم مىزنند . اين افراد در يك مجلسى با همديگر نشسته بودند . صحبت نيزه بازى هايشان مىشود كه از مردم با چه بهانههايى پول وصول مىكنند . هركسى شاهكارش را در اين قضيه بيان مىكرده است . آخرش نمايندهء رئيس ثبت يك كارى از كارمندش گفته بود كه اين ديگر در آنجا برنده شده بود و آن اين بود كه يكى از مراجعه كنندگان پروندهاى داشته كه در بايگانى بوده است . او بايد برود از بايگانى بگيرد . خوب ، آن كه ضبّاط و بايگان است مفت و مجانى نمىدهد ، رسم بر اين است كه به او پول بدهند ( البته نبايد بدهند ) تا برود پرونده را بياورد . بايگان گفت امروز برو فردا بيا ، فردا برو پس فردا بيا . آخرش خلاصه به اين گفت بايد پول بدهى . اين بيچاره هم پول نداشت . گفت حالا پول ندارى پس جنسى چيزى بردار بياور . گفت هيچى ندارم . آخرش گفت پس بايد مرا از در اين اتاق تا در آن اتاق كول كنى ! ( خندهء حضار و استاد ) . بشر است ديگر ، دندانش را گرد كرده كه رشوهاش را بگيرد . مىگويد حالا كه تو هيچ چيز ديگر ندارى پس لااقل بايد من را كول بكنى از اينجا تا آنجا ببرى . عرض كرديم كه همهء اينها مىتواند علل مختلف برده دارى بشود . اينها هم به بعضى از همين علل اشاره كردهاند . مسئله اين است كه تكامل ابزار توليد به اين حالت جبرى كه اينها مىگويند درست نيست . اينها گاهى به اين صورت مىگويند ولى بعد در بيانات خودشان مجبورند به خلافش اعتراف كنند . اگر مطلب به اين شكل مىبود مىتوانست حرف اينها قابل توجيه باشد كه در دورهء اشتراك اوليه به علت نبودن يك امر قابل تملك و قابل ذخيره و به علت اينكه نقص وسايل توليد در حدى بوده است كه هركسى فقط به اندازهء قوت روزانهء خودش مىتوانست به دست بياورد نه بيشتر ، طبعاً ديگر امكان استثمار وجود نداشت . آنوقت افراد انسان مثل مرغهايى مىشدند كه با يكديگر حركت مىكنند به دانه چيدن ؛ هر مرغى حداكثر كارى كه دارد اين است كه با نوك خودش دانهاى بچيند و بياورد و به بچه هايش بدهد . حالا در حدى كه براى بچه هايشان هم ذخيره مىكنند ، اين حد اكثر امكان مرغهاست ولى براى مرغ شايد امكان اينكه او را مجبور كنند كه تو دانه بچين