مرتضى مطهرى

604

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

يعنى جنگ ميان قبايل به هر حال وجود داشت ، منتها در گذشته اسيران جنگى را كه مىگرفتند ديگر رها كردن نداشت ، همه را مىكشتند ؛ بعد وقتى ديدند كه مىشود از محصول كار يك انسان استفاده كرد ( نظير اهلى كردن حيوانات در گذشته ) [ به فكر استفاده از محصول كار اسيران افتادند . ] كأنه انسان بعد از اهلى كردن حيوانات در گذشته كه يك كشف بزرگى در دورهء اشتراك اوليه بوده است ، به يك كشف ديگرى نائل شد و آن اهلى كردن انسان است ، منتها همان انسانهايى كه اسير مىگرفتند . اين بود كه آمدند و به اين كار پرداختند كه اينها براى آنها كار كنند و از اينجا مالكيت خصوصى ابزار توليد - كه خود غلامها هم جزء ابزار توليد بودند - براى اولين بار به وجود آمد . تضاد ميان ابزار توليد و روابط توليد به اين شكل است . تضاد كه اينجا مىگوييم يعنى آن روابط توليدى گذشته ، ديگر براى اين ابزار تكامل يافته كافى نيست ؛ يعنى ابزار به شكلى پيش آمده است كه با مالكيت خصوصى بهتر از مالكيت اشتراكى مىتواند جلو برود و لهذا اين را درجه‌اى از تكامل مىگويند . كأنه انسان كه قبلًا با بازوهاى خودش كار مىكرد حالا بازوهاى ديگران را هم به كمك گرفته است . اين تضاد ( فقط به معنى ناسازگارى ) ميان ابزار توليد و روابط توليدى گذشته برقرار مىشود و آن روابط توليدى گذشته منتفى مىگردد و روابط توليدى جديدى به وجود مىآيد . در دورهء اشتراك اوليه تضاد طبقاتى نبوده است اگر ما در مسئلهء تضاد به اين مقدار يعنى فقط تضاد ميان ابزار توليد و روابط توليدى قناعت كنيم ، مىشود اين را توجيه كرد . ولى اينها بيش از اين مقدار مىگويند . اينها مىگويند اصلًا تاريخ جز كشمكش طبقات چيز ديگرى نيست ؛ نه فقط همان تضاد ابزار توليد با روابط توليد است ، بلكه تضاد ابزار توليد با روابط توليد منجر به تضاد ميان طبقات ، ميان گروه وابسته به ابزار قديم و گروه وابسته به ابزار جديد مىشود . در اينجا هم بايد چنين حرفى بزنند ، بگويند جامعه قبل از آنكه به دورهء برده دارى برسد بايد دچار يك تضاد طبقاتى شده باشد كه آن طبقهء برده‌دار با طبقه‌اى كه اشتراكى زندگى مىكردند جنگيده باشد و بر آنها پيروز شده باشد ، در صورتى كه چنين مسأله‌اى اينجا مطرح نيست . اين يك انتقال مسالمت آميز است ؛ يعنى طبقات از بطن زندگى اشتراكى به وجود مىآيند بدون يك كشمكش طبقاتى ، چون كشمكش طبقاتى فرع وجود طبقه است . در اينجا اينچنين بايد فرض كنيم كه زندگى طبقاتى براى اولين بار از بطن زندگى بىطبقه تولد مىيابد . « وضع جديد به وجود مىآيد » يعنى براى اولين بار زندگى طبقاتى از بطن زندگى بىطبقه به وجود مىآيد ، نه اينكه نوعى زندگى در اثر كشمكش طبقاتى به وجود آمده كه هميشه مىگويند