مرتضى مطهرى

584

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

كه در گذشته بوده ، خودش يك نوع دولت است . يا مثلًا در زندگى قبيله‌اى عرب قبل از اسلام ، اينها حكومت به آن معناى مصطلحى كه در جاهاى ديگر بود نداشتند ولى يك نوع رابطهء ملوك الطوايفى و تبعيت از رؤساى قبيله بود . آن كه مثلًا يك شخصيت بيشترى در ميان قبيله داشت و پيرمردتر از همه بود او را در رأس قبيله قبول مىكردند و رؤساى قبايل هم مىآمدند در مسائل با يكديگر مشورت مىكردند و تصميم مىگرفتند . پس باز هم بالاخره يك چيزى بوده است . من نمىدانم اينها چطور فرض مىكنند كه يك دوره‌اى خواهد آمد كه در آن دوره اصلًا ديگر دولتى وجود نداشته باشد . - فرض بر اين است كه اصلًا روابطى بين انسانها نباشد . استاد : آخر روابط كه بالاخره وجود دارد و نمىشود گفت كه يك دوره‌اى مىآيد كه انسانها مثل اجزاى يك ماشين به صورت خودكار ، كارشان را انجام مىدهند و هيچ قدرت سرپيچى از وظيفهء خودشان را ندارند . آنها انسان نيستند . اگر قدرت عصيان كردن را [ از انسان بگيريم او ديگر انسان نيست . ] يك وقت ما مىگوييم انسانها به مرحلهء معصوم مىرسند . اينها كه به چنين حرفى قائل نيستند . و يك وقت مىگوييم قدرت تخلف كردن از وظيفه و قانون از آنها سلب مىشود . كِىْ چنين چيزى مىشود ؟ پس اين همه اعدامهايى كه الآن خود اينها مىكنند چيست ؟ از همه جا بيشتر اعدام مىكنند و آدم مىكشند . زندانهاى اينها پرتر از زندانهاى ديگر است . - اينها مىگويند كه الآن توليد محدود است ، اين است كه حكومت لازم است . وقتى توليد به يك حدى رسيد كه محصولات به وفور در اختيار همه قرار گرفت و تضاد و تصادمى بين افراد نشد ، چه لزومى هست كه دولت اينها را از همديگر جدا كند يا قضاوت كند ؟ استاد : توليد محدود است يعنى چه ؟ يعنى به قدر كافى الآن وجود ندارد ؟ الآن جنگى كه هست . . . - در مورد حكومتهاى خشنى كه الآن در كشورهاى كمونيستى هست بايد گفت در كشورهاى سرمايه دارى حكومت در خدمت منافع طبقهء خاص است ، در حالى كه در كشورهاى كمونيستى منظور از ايجاد حكومت به آن صورت خشن - كه آنها معتقدند كه بايد خشن باشد - اين است كه منافع اجتماع در مقابل طبقهء خاص حفظ شود . وقتى اجتماع به آن حد رسيد كه بىنياز از حكومت شد حكومت از بين مىرود .