مرتضى مطهرى
575
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
سوسياليسم مذهبى و اسلامى همين است كه براساس عاطفه باشد نه براساس زور و جبر ، يعنى اخوان الصفايى كه به اين حالت باشد نه با اين حكم كه قانون به زور مىآيد محصول اين و آن را مىگيرد ، بعد مىآيد در ميان آنها تقسيم مىكند ، بلكه به معنى اينكه عملًا من و تو در ميان نيست . در سفينة البحار جلد اول ، صفحهء 290 ، مادهء « حقق » كه به اعتبار حقوق برادران مؤمن نسبت به يكديگر است : الكاظمى ( از حضرت امام موسى كاظم عليه السلام ) : قالَ لِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ الْعاصِمِىِّ : يا عاصِمِىُّ ! كَيْفَ انْتُمْ « 1 » فِى التَّواصُلِ وَ التَّواسى ؟ درجهء تواصل ( به يكديگر متصل بودن ) و تواسى و مواسات داشتن شما در چه حدى است ؟ قُلْتُ : « عَلى افْضَلِ ما كانَ عَلَيْهِ احَدٌ » در آن بالاترين درجهء تواصل و تواسى هستيم . قالَ : أ يَأْتى أحَدُكُمْ الى دُكّانِ أخيهِ أوْ مَنْزِلِهِ عِنْدَ الضّائِعَةِ فَيَسْتَخْرِجُ كيسَهُ وَ يَأْخُذُ ما يَحْتاجُ الَيْهِ فَلا يُنْكِرُهُ عَلَيْهِ ؟ آيا در اين حد هست كه يكى از شما به دكان برادرش يا به خانهء او بيايد در وقتى كه گرفتار است ( از آن طرف هم حسابها شده ؛ نه در هر وقتى ، بلكه وقتى كه يك گرفتارى دارد ، احتياج دارد ) و بدون اينكه با او حرف بزند ، به اندازهاى كه احتياج دارد از جيب او پول بردارد برود و او اساساً اين كار را بر او منكر نشمارد كه چرا تو اين كار را كردى ؟ قالَ : « لا » گفت : نه ، در اين حد نيست . قالَ : فَلَسْتُمْ عَلىْ ما احِبُّ فِى التَّواصُل پس شما در اين حدى كه من دوست دارم باشيد نيستيد . خوب ، اين يك مسألهاى است كه آن ايده آل مذهب و ايده آل اسلام و آن چيزى كه در دورهء آخرالزمان به ما وعده دادهاند كه خواهد بود ، اين است كه رشد اخلاقى و عاطفى و اخوّت اسلامى و صفاى در اخوّت به اين حد مىرسد ؛ يعنى انسان از نظر تكامل اخلاقى به حدى مىرسد كه عملًا اشتراك وجود دارد ، عملًا اين جيب و آن جيب وجود ندارد ، نه اينكه يك جبر انسان را على رغم ميل و رضا و اختيار و انتخاب خودش وادار به اشتراكيت كرده است . غرض اين است كه ممكن است - و اين احتمالْ بسيار قوى است - كه در دورههاى اوليه ، بشرهاى اوليه به حكم اينكه اين آلودگى به تمدن را پيدا نكرده بودند و به حكم آنكه از لذات مادى و شخصى و فردى زياد نچشيده بودند و اينقدر بندهء لذت نشده بودند عواطف در آنها فوق العاده قوى بوده و چون عواطف قوى بوده همان روحى كه الآن در يك خانواده حاكم است در يك قبيله حاكم بوده ، يعنى همهء افراد قبيله به آن صورت زندگى مىكردند كه امروز همهء افراد يك خانواده زندگى مىكنند . الآن باز ما مىبينيم كه در ملتهاى مشرق زمين يا به علت اينكه منطقهشان فرق مىكند يا به علت اينكه هنوز به اين درجهء تمدن خبيث نرسيدهاند ، باز در محيط خانواده چنين وحدتى وجود دارد ، در صورتى كه در مغرب زمين همين هم ديگر از بين رفته يعنى چنين چيزى
--> ( 1 ) « انْتُمْ » يعنى شما شيعيان .