مرتضى مطهرى

574

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

قويتر باشد يعنى هرچه كه انسان بيشتر اين لذتها را بچشد ، از عواطف روحى او كاسته مىشود . الآن هم يك مادر دهاتى عواطفش صد برابر يك مادر شهرىِ به اين معناست ( شهرى بودن يعنى شهرىِ به معناى امروزى يعنى متمدن و ولنگارهاى امروزى ) . يك زنِ اين گونه يك زن بىعاطفه است . در گذشته - هرچه كه ما جلوتر برويم - عواطف قبيله‌اى و فاميلى بيشتر بوده كه خيلى امر محسوسى هم هست . شما الآن اگر به دهات برويد مىبينيد اين صلهء ارحام يعنى اين رابطهء رَحِم خيلى قويتر است ؛ نه فقط برادرها با يكديگر و خواهرها با يكديگر بلكه پسرعموها ، پسرخاله‌ها ، پسر دايىها ، پسرعمه‌ها و بلكه با دو سه پشت فاصله يك روابط نزديك با يكديگر دارند . مثلًا اين به آن مىگويد پسرعمو ، آن به اين مىگويد پسرعمو . مىپرسيم پسر كدام عمويت است ؟ مىگويد : او مثلًا نوهء عموى پدرم است . در عين حال چنين روابطى هست . و گاهى بنى فلان بودن كه در عرب ما مىبينيم : من از بنى اسد هستم تو هم از بنى اسد هستى ، من از بنى تميم هستم تو هم از بنى تميم هستى ، يك عواطف خاصى را ميان اينها تحريك مىكرد . بشرهاى دوره‌هاى اوليه بر وجودشان عاطفه حاكم بوده ، يعنى همان حالتى كه بقايايش الآن در محيط يك خانواده‌اى كه مركّب از پدر و مادر و فرزندان است وجود دارد . ما الآن مىبينيم كه در محيطهاى فعلى ميان پدر و مادر و برادر و خواهر يك زندگى اشتراكى وجود دارد اما يك اشتراكىِ مبنى بر عاطفه . اين پسر درآمد دارد ، آن پسر هم درآمد دارد ، پدر درآمد دارد ، احياناً مادر درآمد دارد ، احياناً دختر فرض كنيد معلم است و درآمد دارد ، ولى همه چيز را مىآورند مىريزند در خانه با همديگر خرج مىكنند . حال اگر يكى از اين بچه‌ها عروسى دارد ، ديگر يكى حساب خودش را جدا نمىكند ، از پول موجودى خانواده خرج عروسى او مىكنند . يك نفر از اينها اگر يك بيمارى پيدا كند و احتياج به عمل جراحى و خرج زياد داشته باشد ، از بودجهء خانواده خرجش مىكنند ؛ يعنى عاطفه يك زندگى اشتراكى به وجود آورده كه البته اين خودش يك نوع شرافتى هم هست . اگر كسى به اين معنا حساب كند ، يك انسانيتى در دوره‌هاى قديم وجود داشته و حتى شما آثارش را در زندگى عرب مىبينيد . اگر يكى از افراد قبيله بر فرد قبيلهء ديگر جنايت وارد مىكرد و بايد ديه مىداد ، افراد قبيله مىدادند ، يعنى او ديگر از جيب خودش نمىداد ، از اين جهت همهء افراد قبيله شركت مىكردند . سوسياليسم اسلامى اين مىشود يك نوع اشتراكيتى براساس يك نوع عاطفهء قوى . و از اين جهت آن دوره‌هاى زندگيهاى قبيله‌اى اشتراكى اگر وجود داشته واقعاً زندگيهايى در يك حد عالى بوده ؛ يعنى بايد بگوييم در دوره‌هاى بعد در اثر پيشرفت تمدن ، انسان در قسمتهاى عاطفى عقب رفته است . مسئلهء