مرتضى مطهرى

545

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

كه چنين چيزى در انسان هست ، چون اين قضيه هيچ معلوم نيست كه اول انسان انفرادى زيست مىكرده بعد به زندگى اجتماعى آمده است . از نظر زمانى هيچ كس اين را مطرح نكرده و لااقل براى ما اين قضيه مطرح نيست كه انسان يك مدتى كاملًا انفرادى زندگى مىكرده بعد آمده زندگى اجتماعى را انتخاب كرده است ؛ معلوم نيست چنين چيزى باشد . از اولى كه انسان بر روى زمين آمده ، زندگى اجتماعى كرده است . بنابراين نظريهء پنجم نظريهء خيلى خوبى است . معنى اين حرف اين است كه اگر زندگى انسان انفرادى بود نه معاويه معاويه بود نه ابوذر ابوذر . تا زندگى اجتماعى نباشد معاويه معاويه بودنش ظهور نمىكند ، ابوذر هم ابوذر بودنش ظهور نمىكند . در زندگى انفرادى هر دوى اينها دو موجود على السويّه بودند ، ولى در زندگى اجتماعى است كه يك انسان تا آن حد تعالى پيدا مىكند و يك انسان ديگر تا اين حد تسافل پيدا مىكند . آنچه كه انسانيت انسان ناميده مىشود - يعنى ارزشهاى معنوى انسان - تنها در زندگى اجتماعى مجال بروز و ظهور دارد . اين است كه تكامل اجتماعى انسان جز در اجتماع امكان پذير نيست . اگر اجتماع نباشد ، انسان تكامل اجتماعى پيدا نمىكند . خوب ، استعدادِ اين تكامل اجتماعى را دارد كه پيدا مىكند . چرا حيوان تكامل اجتماعى پيدا نمىكند ؟ چون استعداد تكاملش را هم ندارد . اين حرف حرف خوبى در اينجاست . - اين نظريهء فيزيكى در مورد انسان با نظريهء غريزه و . . . چه تفاوتى دارد ؟ استاد : نظريهء فيزيكى ، مطلب را در قلمرو فيزيك يعنى در قلمرو دنياى بىجان قرار مىدهد ، يعنى قهراً از خواص مشترك ميان جاندار و بىجان خواهد بود . آنچه كه بىجانها دارند جاندارها دارند ولى جاندارها چيزهايى را دارند كه بىجانها ندارند . مثلًا نيروى جاذبه از خواص جسم بما انّه جسم است كه مشترك ميان همهء اجسام است و لهذا در قلمرو فيزيك است . مگر جاندارها از قانون جاذبه مستثنى هستند ؟ جاندارها هم تحت قانون جاذبه‌اند ولى نه از جنبهء جاندار بودنشان بلكه از جنبهء جسم بودنشان ، و لهذا جاندار وقتى هم بىجان بشود و بميرد قانون جاذبه همان‌طور بر آن حكومت مىكند كه قبلًا حكومت مىكرد . مثلًا مغناطيس آن‌طور روى اشياء اثر مىبخشد كه خاصيت مخصوص آهن و مغناطيس و امثال اينهاست . اگر فرض كنيم آهن جاندار هم باشد همين طور است . و يا تأثيرات نور ، همين مثالى كه اينجا ذكر كرده است . نور از آن جهت كه نور است يك سلسله تأثيرات فيزيكى دارد . اين تأثيرات فيزيكى فرق نمىكند كه [ روى چه باشد ] و لهذا شما مىبينيد كه روى صفحهء كاغذ ، عكسبردارى مىشود و به قول اينها روى شبكيهء چشم هم عكسبردارى مىشود ؛ همان كارى را كه دوربين روى فيلمِ خودش انجام مىدهد نور روى شبكيهء