مرتضى مطهرى

546

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

چشم انجام مىدهد . اين يك كار مشترك است . پس نظريهء اول اين است كه طبيعى است ولى طبيعت فيزيكى ، يعنى خاصيت جسم بما أنّه جسم است و قضيه در قلمرو فيزيك قرار مىگيرد . ولى دومى از مختصات جاندارهاست و آنچه كه از مختصات جاندارهاست هيچ در قلمرو فيزيك قرار نمىگيرد ، مثل محبت مادرى . محبت مادرى را فيزيك نمىتواند توجيه كند ، عشق را فيزيك نمىتواند توجيه كند كه چيست . اينها چيزهايى است كه در قلمرو جانداران است . البته هرچه كه در قلمرو جانداران مىآيد رازش مهمتر مىشود و لهذا اين‌جور قضايا را علم همين قدر مىگويد وجود دارد و آن را با يك تعبير مبهمى به نام « غريزه » بيان مىكند . اما اين غريزه چيست و چگونه است ؟ مىگويد محبت مادر يك امر غريزى است . آيا همين كه كلمهء غريزه باشد مشكل حل شده ؟ ولى همين قدر مىدانيم كه اين محبت مادرى از مختصات جانداران است ، آن هم نوع خاص جانداران كه چنين رابطه‌اى ميان يكى و ديگرى باشد . اين است كه اينها با همديگر فرق مىكنند . - يعنى نظر اينها در مورد اجتماعى زندگى كردن انسان اين است كه اثرات طبيعى جسم انسان باعث اين امر مىشود ؟ استاد : در مثالى كه اينجا ذكر كرده بود چنين چيزى است . حالا ما صد درصد به گردن اينها نمىگذاريم . ظاهر حرفش اين است كه چنين چيز خيلى سادهء طبيعى هست . البته اينها مىخواهند امور حياتى را هم با زبان فيزيك توجيه كنند ولى نمىتوانند . اما چون خودشان در اينجا تصريح مىكنند ، ما مىگوييم خودشان چنين چيزى را مىگويند و واقعاً همچنين چيزى را مىگويند . - در كتاب ماركسيسم و بيولوژى ، نويسنده مىگويد : اين فعاليت موريانه‌ها فقط از لحاظ اندازه ظاهراً عجيب به نظر مىرسند ولى اگر به ديدهء دقت بنگريد اين نوع عمل يعنى عمل ساختمانى اجتماعات ( كندو ، لانهء مورچه ، كولونيهاى موريانه ) با اعمال حشرات منفرد و منزوى چندان تفاوتى ندارد و فعاليت اجتماعى اين انواع به هيچ وجه از غرايز حشرات غيراجتماعى عجيب‌تر نيست و در حقيقت هردو از يك نوع مىباشند و كلمهء ملكه به هيچ وجه معنايى غير از ماده‌هاى بارور ندارد . كلمات سرباز و كارگر نيز معناى واقعى نداشته و ممكن است هريك كار ديگرى را انجام دهند . استاد : اين مسئلهء غرايز كه در حيوانات بخصوص در حشرات مىگويند ، براى اينها يك معضلهء