مرتضى مطهرى
522
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
سادهاى ، يعنى مجموع كارها كه تقسيم شدهاند و انسانها به منزلهء عضو اجتماع درآمدهاند ، مىبينيد مثلًا از ده تا بيشتر نيست . در اين ده يك عدهاى كشاورزى مىكنند ، يكى دو نفر عطار و بقال هم آنجا هستند كه كالا در اختيار افراد مىگذارند ، يك كدخدا هست كه مرجع حل اختلاف و دعواست ، يك روحانى هست كه جوابگوى امور معنوى اينهاست ، يك كارهاى خيلى سادهاى . مجموع كارها را اگر شما در نظر بگيريد ، كم است ، حداكثر كشاورزى باشد ، عطارى باشد ، قصابى هم در كنارش باشد . ولى جامعه هرچه كه رشد مىكند كار زيادتر مىشود ، تخصص بيشتر مىشود . در ابتدا مىبينيد يك نفر به معناى اعم عالم است ، هم عالم دين است هم عالم دنياى مردم است ؛ طبابتشان را هم به او مراجعه مىكنند ، حسابهايشان را هم به او مراجعه مىكنند ، قضاوتشان را هم به او مراجعه مىكنند ، كارهاى ديگرشان را هم به او مراجعه مىكنند . ولى بعد شما مىبينيد چگونه جامعه تقسيم پيدا مىكند ، يك طبابت خودش به چند رشته تقسيم مىشود ، خود علوم دينى به چند رشته تقسيم مىشود ، علوم رياضى به چند رشته تقسيم مىشود . پس جامعه هرچه كه كاملتر بشود تنوع و تقسيم در آن بيشتر صورت مىگيرد ، قهراً انتظامش هم پيچيدهتر خواهد بود . حالا ما در اين جهت ببينيم چگونه است ، آيا باز جانشين شدن كامل به جاى ناقص است بدون آنكه آن ناقص واقعاً تبديل به اين كامل شده باشد ؟ يا همان است كه واقعاً يك حركت طبيعى كرده است ؟ اينجا هم باز همينطور است [ يعنى جانشين شدن كامل به جاى ناقص است . ] اين است كه از ديدگاه فلسفى اگر انسان دقت بكند مىبيند تكامل واقعى فقط و فقط در انسان پيدا مىشود ، چون انسان است كه يك موجود طبيعى و تكوينى است ، يك موجود طبيعى است با يك نيروى طبيعى متكامل . [ ساير اشياء ] هم موجود طبيعى هستند ولى اگر تكاملى پيدا كنند نه در اين جهتى است كه ما تكامل مىگوييم . مثلًا آهن هم يك موجود طبيعى است ولى تكامل يك موجود طبيعى در جهت طبيعى خودش غير از تكاملى است كه ما الآن در جنبهء ابزارى داريم مىگوييم . آهن به عنوان يك موجود معدنى شايد در طول چندين هزار سال تبديل بشود به يك فلزى در يك درجهء بالاتر . ولى اين تكامل طبيعى كه در طبيعت پيدا مىشود غير از تكاملى است كه ما در ابزار توليد مىگوييم كه تكاملى است مربوط به ما ، يعنى در رابطهاش با ما تكامل است ، يعنى كار ما را بهتر انجام مىدهد . اين يك مسألهاى بود كه در اينجا ما خواستيم عرض بكنيم كه معنا و مفهوم تكامل روشن بشود . در جلسهء پيش عرض كرديم كه اينها در ميان تكاملها تكامل انسان را در نظر نمىگيرند و حال آنكه اين خودش يك عامل بسيار اساسى و يك عامل بسيار مؤثر است . حالا اضافه كرديم : بلكه اصلًا تكامل واقعى تكامل انسان است .